چهارشنبه 13 خرداد 1405 / 18:56

مزدا و آناهیتا: چرا خرد بر آب مقدم شد؟

آب و نبرد تیشتر و اپوش داریوش یاراحمدی
در اسطوره و دین ایران باستان، «آب» همیشه مقدس بوده است. اما با وجود این تقدس، هرگز به جایگاه خدای برتر یا خدای خدایان نرسیده است. ایرانیان باستان جایگاه خدای برتر را نه به آب (آناهیتا)، بلکه به «مزدا یا خرد» داده‌اند. آنها پیشوند «اهورا» را فقط در شأن مزدا دانستند و اهورامزدا را «خدای خدایان» نامیدند. در این یادداشت، با توجه به بحران آب ایران که به دلیل بی‌خردی در مدیریت است، با افسوس یادآور می شویم که فهم و دانش ما در اداره این سرزمین حتی از ساکنان باستانی آن کمتر است زیرا آنها نیک می دانستند که جز با خرد نمی‌توان در بیابان زیست و ما بعد از چند هزار سال هنوز نمی‌دانیم.

داریوش یاراحمدی

عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان

پایگاه خبری رج خبر/ اختصاصی/ مزدا و آناهیتا: چرا خرد بر آب مقدم شد؟/ دکتر داریوش یاراحمدی

۱) اسطوره و جغرافیا

اسطوره صورت نخستینِ تلاش انسان برای توضیح جهان است، در زمانی که دانش تجربی و روش علمی هنوز وجود نداشت. انسان پدیده‌هایی را که نمی‌توانست اندازه‌گیری یا مدل‌سازی کند—مثل بارش، خشکسالی، مرگ، پیدایش جهان یا چرخه‌ی فصول—به‌جای تحلیل، روایت می‌کرد. اما این روایت‌ها خیالی یا تصادفی نبودند؛ بر تجربه‌ی دائمی او از محیط استوار بودند.

بنابراین اسطوره‌ها مستقیماً از جغرافیا شکل می‌گیرند: هر جامعه آن چیزی را که همیشه با آن مواجه بوده، به زبان اسطوره بیان کرده است. در سرزمین‌های پرآب، اسطوره‌ها حول فراوانی و باروری ساخته شده‌اند؛ اما در مناطق خشک، که آب محدود و ناپایدار است، اسطوره‌ها بر حفظ منابع، سنجش، تقسیم و مراقبت متمرکز شده‌اند. به بیان دقیق‌تر: اسطوره، زبان توضیح جهان پیش از علم است و جغرافیا، محتوای این زبان را تعیین می‌کند.

۲) ساخت جهان ایرانی بر پایه خرد

در اسطوره‌های ایران باستان، جهان بر پایه‌ی یک نظم عقلانی و قابل فهم تعریف می‌شود. در رأس این نظام، اهورامزدا قرار دارد. اهورامزدا نامی است که از دو جزء ساخته شده است:

اهورا = سرور یا خدای بزرگ
مزدا = خرد / اندیشه / تشخیص

بنابراین خدای اصلی در این نظام، «خدای خرد» یا همان اهورامزدا است؛ نه خدای زور، نه خدای باران، نه خدای باروری. این نکته از همان آغاز، جهت‌گیری اسطوره‌ها و دین ایرانیان باستان را مشخص می‌کند‌ یعنی محور اسطوره و دین بر فهم و تشخیص استوار است و نه بر معجزه و فراوانی.

۳) مقایسه با تمدن‌های هم‌دوره

برای فهم اهمیت این نکته، مقایسه‌ی کوتاه با اسطوره‌های ‌همان دوره کمک‌کننده است:
در مصر، یکی از محورهای اسطوره، باروری و چرخه‌ی سیلاب نیل بود و خدایانی مانند اوزیریس با همین چرخه معنا پیدا می‌کردند. در بین‌النهرین نیز خدایان اصلی همچون اِنکی (آب‌های زیرزمینی و آفرینش) و اِنلیل (باد و فرمان‌روایی) مستقیماً با عناصر طبیعی گره خورده بودند. در یونان، زئوس و پوزئیدون نمایندگان آسمان و دریا بودند و کیهان‌شناسی بیشتر بر قدرت نیروهای طبیعی استوار بود. اما در ایران، خدای برتر نه نیروی طبیعت، بلکه «خرد» بود. اینجا جایگاهی که در تمدن‌های دیگر به رود یا دریا داده می‌شد، به مزدا سپرده شد؛ یعنی به تشخیص، قانون و مدیریت.

۴) نظم و مدیریت در جهان ایرانی

در این نظام اسطوره‌ای و دینی، در ذیل اهورامزدا، مجموعه‌ای از نیروهای سامان‌دهنده نیز وجود دارند که در اوستا «امشاسپندان» نامیده می‌شوند. این‌ها «صفاتِ فعالِ اهورامزدا در جهان» هستند؛ از جمله:
وُهومنَه (بهمن) = اندیشه‌ی درست
اَشا وهیشتا (اردیبهشت) = نظم و راستی
خشتره‌ویریه = سامان‌مندی و اداره

در این نگاه، جهان باید «قابل تنظیم» و «قابل مدیریت» باشد. بنابراین در اسطوره‌های ایرانی، دینِ قانون و مدیریت طبیعت است، نه انتظار از طبیعت.

۵) آناهیتا: آب مقدس اما نیازمند مدیریت

در این نظام دینی، اما آناهیتا جایگاه دیگری دارد. آناهیتا در آبان‌یشت «آبِ پاک و زندگی‌بخش» است؛ سرچشمه‌ی رودها، باروریِ خاک و ادامه‌ی حیات.
اما او خدای برتر یا خدای خدایان نیست. چرا؟ زیرا در جغرافیای ایران، آب به‌تنهایی زندگی ایجاد نمی‌کند. فلات ایران خشک و ناپایدار است؛ بارش کم و تبخیر زیاد. بنابراین آب، اگر تحت نظم، حساب و تقسیم قرار نگیرد، یا از دست می‌رود یا ویرانی ایجاد می‌کند.پس آناهیتا (آب) برای ایفای نقش حیات‌بخش خود، نیازمند مزدا (خرد) است.

آناهیتا «منبع» است، اما اهورامزدا «شرط استفاده‌ی درست از منبع» است. یا به بیان روشن‌تر: اول باید تشخیص باشد، بعد آب می‌تواند حیات‌بخش باشد.

۶) تیشتر و اپوش: روایت ناپایداری آب

اسطوره‌ی تیشتر و اپوش همین واقعیت را بازتاب می‌دهد. تیشتر (خدای باران) برای آوردن باران، باید همیشه با اپوش (دیو خشکی و بی‌آبی) بجنگد.
این نبرد نتیجه‌ی ثابت ندارد:
گاهی تیشتر نیرومند است و باران می‌بارد؛ گاهی اپوش غالب می‌شود و خشکی طولانی می‌شود. این اسطوره نه شرح علمیِ بارش، بلکه تجربه‌ی تاریخیِ ناپایداریِ آب در این سرزمین است.

۷) اکنون: ما به اپوش کمک می‌کنیم

امروزه که مشکل آب به حدی رسیده است که رئیس‌جمهور کشور صحبت از تخلیه و جابه‌جایی پایتخت می‌کند و بحران آب سرزمین را در لبه‌ی پرتگاه قرار داده است، باید به آن ایرانیان پاک‌نهاد درود فرستاد که می‌دانستند در سرزمین خشک باید «خرد» را خدا بنامند و بر اساس همان خرد، بزرگ‌ترین اختراع و مهندسی جهان در آن عصر، یعنی «قنات» را بیافرینند.

آنها با خرد، به کمک تیشتر (خدای باران) آمدند و تمدن در این سرزمین بنا نهادند که استوانه‌ی حقوق بشر آن فخر ایرانیان است؛ اما ما، با بی‌خردی و دوری از مزدا، یاریگر اپوش (دیو خشکی و خشکسالی) شده‌ایم در نابودسازی این تمدن چند هزار ساله.

۸) راه حل

در پایان راه حل چیست؟ بازگشت به خرد و مدیریت آب بر اساس اصول توسعه‌ی پایدار و فهم این حقیقت که در اقلیم بیابانی ایران، به مدد کوهستان‌های عظیم آن، آب اگر با خرد مدیریت شود، به اندازه هست که دوباره تمدن بسازد.

 

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

اخبار مرتبط:

آخرین اخبار:

عضویت در خبرنامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *