چهارشنبه 13 خرداد 1405 / 22:01

ایرانیان بی‌آب‌و‌هوا؛ پناهندگان اقلیمی آینده

ایران و واکنش‌های اقلیمی مهاجرت
مهاجرت اقلیمی پدیده‌ای تازه نیست؛ از دو میلیون سال پیش تا امروز، هر تغییری در اقلیم انسان را به‌حرکت واداشته است. زمانی که CO₂ سقوط کرد، اقیانوس‌ها سرد شدند و یخبندان‌های پلیستوسن آغاز شد، انسان‌های راست‌قامت شرق آفریقا، نه با انتخاب که با اجبار محیط، نخستین موج مهاجرت اقلیمی را آغاز کردند. در دوره‌های بعدی نیز، اقلیم همان نقش سخت و بی‌رحم را ایفا کرد: هر جا بارش عقب نشست، جمعیت عقب نشست؛ هرجا سرزمین فروپاشید، انسان راه دیگری پیدا کرد. امروز ایران در همان نقطه‌ای ایستاده که اجداد ما را وادار به حرکت کرد. خشکیدگی، فرسایش منابع و دگرگونی بارش، همان سازوکاری را دوباره فعال کرده‌اند که میلیون‌ها سال پیش مسیر تکامل و پراکنش انسان را تغییر داد؛ با این تفاوت که این بار مقصد نه قاره‌های تازه‌گشوده، که خروج از سرزمین مادری است.

داریوش یاراحمدی

عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان

پایگاه خبری رج خبر/ اختصاصی/ ایرانیان بی‌آب‌و‌هوا؛ پناهندگان اقلیمی آینده/ دکتر داریوش یاراحمدیاین یادداشت یکی از تلخ‌ترین یادداشت‌های است که منتشر می‌کنم؛ تلخ و دردناک، چون توصیفی ساده از آینده‌ است. اگر در سال‌های پیش‌رو هیچ تغییر اساسی در حفاظت سرزمینی، مدیریت آب، احیای منابع و سازگاری اقلیمی رخ ندهد، این پیش‌بینی علمی اتفاق خواهد افتاد؛ یعنی بخش زیادی از جمعیت ایران ناچار خواهند شد به‌عنوان پناهنده اقلیمی وارد کشورهای دیگر شوند. این پیش‌بینی هشدارآمیز نه اغراق است و نه برای آینده‌ای دور؛ بلکه حتمی و گریزناپذیر است.

انسان همیشه در برابر اقلیم عقب نشسته است. هر بار زمین اقلیمش را عوض کرده، مسیر زندگی بشر هم تغییر کرده است. تاریخ مهاجرت انسان، درواقع تاریخ واکنش به اقلیم است؛ روایتی که شواهد علمی از دو میلیون سال پیش تا کنون آن را مستند کرده‌اند.

حدود دو میلیون سال پیش، با افت CO₂، سرد شدن اقیانوس‌ها و شکل‌گیری یخ دائمی در گرینلند، اقلیم زمین برای نخستین‌بار به سیکل سه‌گانه میلانکویچ (خروج مداری؛ انحراف محوری؛ رقص محوری) حساس شد و چرخه‌های یخبندان و بین‌یخبندان آغاز گردید. در همان زمان، خشک‌تر شدن شرق آفریقا منجر به اولین موج مهاجرت اقلیمی انسان‌های راست‌قامت (هوموارکتوس) شد. بعد از آن مهاجرت اولیه، در طی دوره‌های بعدی نیز به کرّات مهاجرت‌های اقلیمی در مناطق مسکون با گونه‌های مختلف انسانی (اکثراً منقرض‌شده) صورت گرفت. از این مهاجرت‌های دور صرف‌نظر می‌کنیم و به ۱۲ هزار سال پیش که آخرین عصر یخبندان تمام شد، می‌رسیم.

ایران و واکنش‌های اقلیمی

در این دوره، هوا گرم شد، دره‌ها و دشت‌های ایران و میان‌رودان قابل‌کشاورزی شدند و جمعیت‌ها شکل گرفتند. اما باز هم پایداری دوام نداشت. از حدود ۹ هزار سال پیش، بارش کم شد، خشکی افزایش یافت، پوشش گیاهی عقب نشست و قبایل جنوب و مرکز فلات ایران آرام‌آرام به زاگرس و البرز حرکت کردند. کوچ‌نشینی قبل از اینکه یک فرهنگ باشد، یک واکنش اقلیمی بود؛ در واقع تلاشی برای دنبال‌کردن بارش بود.

۴۲۰۰ سال پیش، یکی از خشن‌ترین دوره‌های خشکسالی جهان آغاز شد. پرفشار جنب‌حاره تقویت شد، مونسون‌ها ضعیف شدند، بارش مدیترانه‌ای سقوط کرد و غرب آسیا تا شرق مدیترانه فرو ریخت. امپراتوری اکد در میان‌رودان از هم پاشید، شهرها خالی شدند، جمعیت ایران مرکزی به دامنه‌ها عقب نشست و تمدن‌های شرق مدیترانه از داخل تهی شد. این اولین باری بود که اقلیم نه‌فقط جمعیت، بلکه تمدن را مجبور به عقب‌نشینی کرد.

بعد از آن نیز اقلیم آرام نشد. دوره گرم رومی، سرمای قرون وسطی، دوره گرم میانی و یخبندان کوچک—همه این‌ها نقشه جمعیتی ایران، اروپا و آفریقا را دوباره رسم کردند. لازم به ذکر است که تمام حوادث تاریخی و از جمله جنگ‌های صلیبی و مهاجرت‌های ترکان آسیای میانه را می‌توان در بستر این تغییرات اقلیمی تفسیر کرد. در داخل ایران نیز خشکسالی‌های دوره‌ای مسیر کوچ ایلات و طوایف را تعیین کرد. هر جا بارش تغییر کرد، جمعیت هم تغییر کرد. این یک قانون ساده و سخت و گریز است.

تا قرن ۱۹ عوامل تغییر اقلیم فقط طبیعی بودند و انسان هیچ نقشی در آن نداشت؛ ولی از این قرن به بعد، عوامل تغییر اقلیم از طبیعی به عامل انسانی تبدیل شد. دی‌اکسیدکربن بالا رفت، دما افزایش یافت، بارش‌ها جابه‌جا شد و بی‌ثباتی اقلیمی از یک چرخه طبیعی به یک روند دائمی و پرشتاب تبدیل شد. خشکی ساحل آفریقا، سیل‌های جنوب آسیا و تهدید جزایر کم‌ارتفاع نتیجه همین تغییرات‌اند. و برای اولین بار عبارت «پناهنده اقلیمی» وارد سیاست جهانی شد.

امروز مدل‌های اقلیمی می‌گویند تا ۲۰۵۰، بین ۲۵۰ میلیون تا بیش از یک میلیارد نفر مجبور به ترک خانه‌های‌شان خواهند شد؛ نه به دلیل جنگ، نه اقتصاد، بلکه چون سرزمین‌شان دیگر قابل زیست نیست. این مهاجرت جهانی است، نه منطقه‌ای.

لازم به ذکر است که در تمام نمونه‌های تاریخی، مهاجرت اقلیمی ابتدا درون‌سرزمینی آغاز می‌شود. جمعیت‌ها اول به نزدیک‌ترین نواحیِ دارای قابلیت زیست عقب‌نشینی می‌کنند: دامنه‌ها، ارتفاعات، مناطق مرطوب‌تر و جاهایی که هنوز آب و خاک باقی مانده باشد. اما وقتی جمعیتِ رانده‌شده وارد این نواحی می‌شود، ظرفیت محدود آن‌ها تحت فشار قرار می‌گیرد: منابع آب کم می‌شود، خاک فرسوده می‌شود، جنگل و مرتع تخریب می‌شود و توان زیست‌پذیری منطقه کاهش می‌یابد. وقتی این نواحی نیز از پا می‌افتند، مهاجرت داخلی از کار می‌افتد و موج جابه‌جایی ناگزیر به سمت خروج از مرزهای جغرافیایی نزدیک به سمت سرزمین‌های دورتر می‌رود. این روند، الگوی تکرارشده تاریخ مهاجرت اقلیمی در بسیاری از نقاط جهان است.

ایران و مهاجرت اقلیمی

حال برگردیم به ایران و پیش‌بینی مهاجرت اقلیمی در آن که بر اساس تحلیل و مشاهده روندها و رویدادهای سرزمینی آن است. ایران دارد سریع‌تر از بسیاری مناطق جهان از آستانه زیست‌پذیری عبور می‌کند. دما بیش از میانگین جهانی بالا رفته. سفره‌های آب زیرزمینی فروپاشیده‌اند. پرفشار جنب‌حاره در حال پیشروی و سامانه‌های مدیترانه‌ای در حال عقب‌نشینی‌اند. تالاب‌ها و رودخانه‌ها خشک می‌شوند. موج‌های گرمای ۵۰ درجه‌ای در جنوب و شرق تبدیل به واقعیت سالانه شده‌اند. کشاورزی باران‌پایه در بسیاری از استان‌ها عملاً تمام شده است.

تحت این سناریوهای آینده‌پژوهانه، در مرحله اول، مهاجرت اقلیمی در ایران داخلی خواهد بود: جمعیت جنوب و شرق و مرکز ایران به سمت زاگرس، البرز، سواحل شمال و شمال‌غرب کشور حرکت می‌کنند؛ به نواحی‌ای که هنوز آب، خاک، ارتفاع و اقلیم اجازه زیست می‌دهد. اما این نواحی خودشان شکننده‌اند و توان جذب جمعیت انباشته را ندارند. افزایش جمعیت فشار را چند برابر می‌کند و روند تخریب را تسریع می‌کند. وقتی این نواحی نیز توان زیست‌پذیری‌شان را از دست بدهند، مهاجرت داخلی به مهاجرت خارجی تبدیل می‌شود.

مشکل این‌جاست که سناریوی آینده‌پژوهانه اقلیمی را عده‌ای سیاه‌نمایی و عده‌ای نادیده‌انگاری می‌کنند و در برابر این وضعیت هیچ عزم جدی—نه در سیاست، نه در مدیریت آب، نه در سازگاری اقلیمی—اتخاذ نمی‌شود یا حداقل شواهدی از آن دیده نمی‌شود. کشور بدون نقشه آینده اقلیمی حرکت می‌کند و مردم و دولت هیچ آمادگی نهادی برای بحران‌های اقلیمی پیش‌رو را ندارند. تحت این سناریوی اقلیمی با احتمال رخداد بالا، نتیجه تنها یک مسیر دارد: ایران در آستانه مهاجرت اقلیمی برون‌مرزی قرار می‌گیرد.

اگر روند خشکیدگی ادامه یابد، اگر بارش‌های غرب و جنوب‌غرب همچنان کاهش یابد، اگر سفره‌های آب زیرزمینی حفاظت و احیا نشوند و اگر گرمای مناطق مرکزی، شرقی و جنوب به محدوده‌های مرگ‌آور برسد، بخش قابل‌توجهی از جمعیت ایران چاره‌ای جز ترک کشور نخواهد داشت. اما این مهاجرت دیگر نه فرار مغزها، نه مهاجرت اقتصادی و نه مهاجرت اختیاری است، بلکه فقط مهاجرت اقلیمی است که نام دیگر آن پناهنده اقلیمی است. درست مانند اجدادمان که در دوره‌های گذشته مجبور به حرکت شدند، ما نیز حرکت می‌کنیم؛ اما این‌بار مقصد نه دامنه‌های زاگرس و البرز، بلکه سرزمین‌های دیگر خواهد بود.

جمله تلخ پایانی:

اگر الزامات اقلیمی جدید همچنان نادیده‌انگاری شود و اقدامات عاجل برای سازگاری با آن صورت نگیرد، سناریوی آینده‌پژوهانه پناهندگی اقلیمی دور نیست. متأسفانه اقلیم دارد نسخه جدیدی از مهاجرت‌های انسانی را می‌نویسد و این‌بار نام ایران در آن پرتکرار خواهد بود.

 

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

اخبار مرتبط:

آخرین اخبار:

عضویت در خبرنامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *