پنج‌شنبه 14 خرداد 1405 / 00:55

دورود؛ پایتخت طبیعت یا پایتخت تلهٔ دود؟

نمایی شهر دورود زیر بار دود کارخانه‌ی سیمان/ داریوش یاراحمدی
شصت سال از تأسیس کارخانه سیمان دورود می‌گذرد؛ کارخانه‌ای که هدف اصلی آن تامین سیمان سد دز بود و قرار بود بخش از توسعه باشد، اما امروز به کانون آلودگی، بیماری و خفگی شهر بدل شده است. دورود که روزی آن را «پایتخت طبیعت ایران» نامیدند، حالا زیر سقف تله وارونگی دما و کوتاهی دودکش ها و مدیران آن، از دود و گرد سیمان خفه می‌شود.

داریوش یاراحمدی

عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان

پایگاه خبری رج خبر/ اختصاصی/ دورود؛ پایتخت طبیعت یا پایتخت تلهٔ دود؟/ داریوش یاراحمدی: شهر دورود در استان لرستان را پایتخت طبیعت ایران نامیده‌اند؛ شهری که نامش را از دو رود تیره و ماربره می‌گیرد. شهری که رود و کوه و جنگل و دریاچه و آبشار و دره را با هم دارد و می‌توانست و می‌تواند مقصد طبیعت‌گردی جهان باشد.

اما درست در دل این شهر، شصت سال پیش کارخانه‌ای کاشته شد که امروز به تله‌ی مرگ شهر بدل شده است. کارخانه‌ی سیمان دورود، متولد حدود سال ۱۳۴۲، زمانی ساخته شد که هیچ‌کس از وارونگی دما، از تله‌ی کوهستان و از حقوق زیست‌محیطی سخن نمی‌گفت. در آن سال‌ها قرار گرفتن یک واحد صنعتی در کنار شهر افتخار بود. امروز همان انتخاب اشتباه، نفس مردم را گرفته است.

دورود و کارخانه‌ی سیمانش

دورود در دهانهٔ دره‌ی سزار (جایی که دو رود تیره و ماربره به هم وصل می‌شوند و رود مهم سزار را تشکیل می دهند) قرار دارد؛ جایی که شب‌ها هوای سرد از کوه پایین می‌لغزد و در کف دشت حبس می‌شود. این یعنی وارونگی؛ یعنی همان سقف نامرئی‌ای که اجازه نمی‌دهد هیچ دودی بالا برود. بلندترین دودکش کارخانه حدود ۹۰ متر است؛ بقیه کمتر. درحالی‌که ارتفاع لایه‌ی وارونگی زمستان در دورود عموماً ۱۵۰ متر است.

این یعنی در بسیاری از شب‌های سرد، سقف وارونگی بالاتر از ارتفاع دودکش‌ها قرار می‌گیرد و خروجی دودکش‌ها عملاً درون تلهٔ وارونگی تخلیه می‌شود. در علم جوّ به این حالت می‌گویند «تله شدن ستون دود»، یعنی ستون دود درون تله‌ی حرارتی می‌ماند و امکان بالا رفتن و پخش شدن را ندارد. در چنین وضعیتی، هر دود و گرد و غباری که از دودکش‌ها خارج شود در همان منطقه‌ی اطراف و با شعاع حداکثر ۱۰ کیلومتر باقی می‌ماند. این در حالی است که بخش اعظم جمعیت شهر دورود در شعاع ۵ کیلومتری کارخانه مستقر هستند.

استانداردهای جهانی برای ساخت و بهره‌برداری از کارخانه سیمان روشن و غیرقابل تفسیرند. طبق «راهنمای زیست‌محیطی، بهداشتی و ایمنی مؤسسه مالی بین‌المللی» و سند اروپایی «بهترین روش‌های موجود برای صنعت سیمان و آهک»، هر واحد سیمان باید حداقل در شعاع ۱۰ کیلومتری و در برخی از کشورها مثل آلمان و سوئیس ۲۰ کیلومتری شهرها باشد.

پیش از احداث باید مدل‌سازی انتشار آلاینده‌ها انجام دهد، کارخانه را در پایین‌دست باد غالب و دور از سکونتگاه قرار دهد و ارتفاع دودکش را به‌گونه‌ای تعیین کند که خروجی از سقف وارونگی عبور کند. حد مجاز انتشار گردوغبار از گازهای کوره در استاندارد اروپا کمتر از ۲۰ میلی‌گرم در هر متر مکعب است، اما این فقط زمانی معنا دارد که دود از تله بیرون برود.

طرح شماتیک از تله دود، خط چین مرز وارونگی است که مانند سقف اجازه صعود آلودگی دودکش را نمی دهد.

طرح شماتیک از تله دود؛ خط چین مرز وارونگی است که مانند سقف، اجازه صعود آلودگی دودکش را نمی‌دهد.

 

از نظر فاصلهٔ ایمن نیز، قاعدهٔ جهانی یک رقم ثابت و ساده نیست؛ ابتدا باید مدل‌سازی انتشار انجام شود و سپس حریم بهداشتی تعیین گردد. اما عرف سخت‌گیرانهٔ برنامه‌ریزی کاربری زمین برای صنایع سیمان، ایجاد حریم مؤثر چند کیلومتری است و فاصله‌گذاری برای شرایط توپوگرافی پیچیده و وارونگی‌های مکرر باید بر اساس مطالعات منطقه‌ای تعیین شود.

در دنیای امروز، کارخانه‌های سیمان با استانداردهای انتشار گازهای گلخانه‌ای گزارش می‌دهند و با فناوری جذب کربن و تولید سیمان کم‌کربن به سمت پاکی می‌روند. در دورود اما هنوز درگیر ابتدایی‌ترین اصل علمی‌اند: دودکش باید از سقف وارونگی بالاتر باشد تا وقتی این اصل رعایت نشود، هیچ فیلتر و وعده‌ای معنا ندارد. کارخانه‌ای که دودش در همان لایه‌ای پخش می‌شود که مردم نفس می‌کشند، باید خاموش شود تا هوا روشن شود.

در شهر دورود هیچ‌کدام رعایت نشده است: نه جانمایی درست، نه مدل انتشار، نه تطبیق ارتفاع دودکش با سقف وارونگی. کارخانه از همان آغاز، بر پایه‌ی اصول اشتباه بنا شده و امروز نتیجه‌ی آن را مردم با ریه‌هایشان می‌پردازند.

در شب‌های بی‌باد، وارونگی مانند درپوشی روی شهر می‌نشیند و تمام گرد سیمان را در خود نگه می‌دارد. صبح‌ها مردم از خواب بیدار می‌شوند و روی ماشین‌ها، پنجره‌ها و برگ‌ها لایه‌ای از گرد سفید نشسته است. این گرد همان ذرات ریز کلسیم و سیلیس است که در استاندارد جهانی جزو آلاینده‌های خطرناک طبقه‌بندی می‌شود. ذرات بسیار ریز آن از دیواره‌ی کیسه‌های هوایی عبور می‌کند، در خون می‌نشیند و التهاب و بیماری‌های خطرناک قلبی و سرطان می‌آورد.

سال‌هاست پزشکان دورود از افزایش آسم، برونشیت مزمن و آلرژی خبر می‌دهند، اما هیچ نهاد رسمی حاضر نیست رابطه‌ی این بیماری‌ها با آلودگی صنعتی را بررسی کند.

وارونگی و جانمایی اشتباه یک کارخانه‌

کارخانه‌ی دورود نه‌تنها ارتفاع دودکش اشتباه دارد، بلکه مکانش نیز خلاف اصول علمی است. باد غالب دورود در بیشتر سال از غرب می‌وزد و کارخانه در شرق شهر قرار گرفته است، اما وضعیت توپوگرافی دره‌ی ماربره و کوهستان عظیم اشترانکوه باعث می‌شود در شب‌ها جهت باد برعکس شود و آلودگی تا غربی‌ترین بخش‌های شهر و بخش‌های وسیعی از دشت سیلاخور منتشر شود. این یعنی حتی «غرب بودن» هم مصونیت نمی‌آورد؛ دود در کل شهر می‌ماند.

شهر دورود در دهه‌ی اخیر عمدتاً به سمت غرب گسترش یافته است، اما هنوز محله‌هایی چون شهرک قدس (قلعه‌ی ضرغام)، بحرین، صفا، منوچهری، عزت‌آباد و شهرک ناصرالدین در فاصله‌ی کمتر از یک کیلومتر و چسبیده به کارخانه هستند. این مناطق در بدترین شرایط آلودگی و مستقیم زیر ابر آلودگی‌اند. در چنین شعاعی، هیچ معیار ایمنی برای سکونت وجود ندارد. در هیچ کشوری امکان و اجازه‌ی فعالیت به چنین کارخانه‌ای را نمی‌دهند.

حال سؤال اصلی و پرسش این یادداشت این است که مگر سهم این کارخانه در اقتصاد دورود چقدر است که باید سلامت تمام شهر قربانی آن شود؟ در شهری با جمعیتی حدود دویست هزار نفر، کمتر از چند صد نفر به‌طور مستقیم در این کارخانه شاغل‌اند و شاید چند صد نفر دیگر از پیمانکاران و رانندگان حمل‌ونقل با آن در ارتباط باشند. در حالی‌که سود و درآمد واقعی کارخانه نقش چندانی در اقتصاد شهر ندارد بلکه به حساب شرکت‌های بالادستی و سهام‌داران غیربومی و شرکت مادر در تهران می‌رود، نه به جیب مردم این شهر، چرا باید مردم دورود قربانی آلودگی آن شوند؟

زمانی که سود و درآمد آن تأثیری در خدمات عمومی، در زیرساخت و در توسعهٔ پایدار شهر ندارد و سهم واقعی مردم دورود از این صنعت فقط خاک است، سرفه است و قبض دارو، آیا منصفانه است که به‌خاطر اشتغال چند صد نفر، نفس دویست هزار نفر گرفته شود؟ هیچ منطق اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی نمی‌پذیرد که شهری با جمعیت ۲۰۰ هزار نفر، بهای اشتباه مکان‌گزینی غلط صنعتی شصت‌ساله را با سلامت خود بپردازد.

نمایی شهر دورود زیر بار دود کارخانه‌ی سیمان

نمایی از شهر دورود در استان لرستان زیر بار دود کارخانه‌ی سیمان

وارونگی اخلاق و هوا

درد و افسوس در این است که مردم دورود این فاجعه را هر روز استنشاق می‌کنند و هیچ نهادی پاسخگو نیست. اداره‌ی محیط‌زیست می‌گوید قدرت و اختیار تعطیلی ندارد، شهرداری و شورای شهر گویا مشغول امور مقرون‌به‌صرفه‌تری هستند! مجموعه‌ی پرطمطراق فرمانداری شهرستان دورود نیز انگار در شهر دیگری یا در خرم‌آباد قرار دارد.

نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز در طی این چند دهه گویا فقط نماینده شهرستان ازنا بوده‌اند و این معضل را ندیده‌اند.
شوربختانه مسئولان محلی و استانی به این واقعیت‌های زیستی، بهداشتی و علمی بی‌اعتنا مانده‌اند. سال‌هاست هشدارهای کارشناسان را نشنیده‌اند. این سکوت دیگر اشتباه نیست؛ همدستی است. وقتی علم می‌گوید کارخانه نباید کار کند و مسئول می‌گوید باید کار کند، این فقط وارونگی دما نیست که مردم را خفه می‌کند، این وارونگی اخلاق است. مردم دورود در این تلهٔ وارونگی و بی‌عملی گرفتار شده‌اند: هر شب نفسشان کوتاه‌تر می‌شود، هر صبح شیشه‌هاشان سفیدتر، و هر سال وعده‌ها همان است.

دورود واقعاً می‌تواند پایتخت طبیعت ایران باشد، اما حالا پایتخت آلودگی هوا و وارونگی و تله دود شده است. اگر مسئولان باز هم سکوت کنند، این سکوت به منزله‌ی شریک جرم بودن است. کارخانه‌ای با دودکش‌های کوتاه، نماد مدیریتی است که قامتش کوتاه است ولی از وارونگی بلند به نظر می‌رسد. هشدار که سکوت مردم دورود، نشانه‌ی رضایت از آلودگی نیست؛ نشانه‌ی خستگی مردمی است که سال‌ها فریاد زدند و پاسخی نشنیدند.

 

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

اخبار مرتبط:

آخرین اخبار:

عضویت در خبرنامه

یک پاسخ

  1. علی امیری گفت:

    فکر کردم اونجا هوا پاکه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *