چهارشنبه 13 خرداد 1405 / 18:15

روایتی بر اساس بازدیدهای میدانی

چشمه‌های گرد و غبار در دل سدهای آبی

چشمه‌های گرد و غبار و مافیای سدسازی در ایران
در کشوری با بارندگی متوسط سالانه کمتر از ۲۵۰ میلی‌متر و تبخیر سالیانه‌ای که در برخی مناطق به ۴۰۰۰ میلی‌متر هم می‌رسد، جمع‌آوری آب پشت سدها، چیزی جز هدیه‌ دادن آن به آفتاب سوزان نیست

داریوش یاراحمدی

عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان

پایگاه خبری رج خبر/ اختصاصی/ چشمه‌های گرد و غبار در دل سدهای آبی: اواخر اردیبهشت، برای بازدید میدانی از سد دویرج و کمک به انجام یک پایان‌نامه کارشناسی ارشد، به شهرستان دهلران رفتم. واقعاً شرایط هوا وحشتناک بود؛ دماسنج ماشین ۵۰ درجه سانتی‌گراد را نشان می‌داد. بادهای گرم و سوزان، درست شبیه آن‌که در سونای خشک، سه سشوار داغ را هم‌زمان بر صورت ت بگیرند.

قبل از ورود به دهلران، از دشت عباس و موسیان عبور کردیم. متأسفانه با درخواست ما برای بررسی و مشاهده‌ سد کرخه موافقت نشد و این هم یکی از بدبختی‌های این سرزمین است که داده‌های تراز آب، دمای هوا، بارش و چاه‌های آب نیز—در صورت محرمانه نبودن—به‌سختی قابل‌دسترس هستند.

چشمه‌ و سد یا تشت تبخیر؟

سد دویرج را، به دلیل حضور یکی از اقوام دانشجو در تاسیسات سد، توانستیم ببینیم. تقریباً دوسوم سد خالی بود. ناخودآگاه دریاچه سد را به صوزت تشت تبخیر تصور کردم. تشت تبخیر در ایستگاه‌های هواشناسی برای سنجش میزان تبخیر آب استفاده می‌شود و به ما می‌گوید در طول روز یا ماه یا سال، چه مقدار آب—در صورت موجود بودن—به بخار تبدیل می‌شود. در منطقه دهلران و دشت عباس و موسیان مقدار تبخیر در محیط طبیعی حدود۳۰۰۰ تا ۳۵۰۰ میلی‌متر در سال است.

یعنی اگر این عدد را در وسعت دریاچه‌ سد کرخه که حدود ۱۸۰ کیلومتر مربع است ضرب کنیم، سالانه حدود ۶۳۰ میلیون متر مکعب آب تبخیر می‌شود.
حال، با چه عقل و تدبیری این کار توجیه‌پذیر است؟  ممکن است دلایل و اهدافی را اعم از امنیت، اشتغال و کشاورزی و… را مطرح کنند ولی در صورت تحقق همه‌ی این موارد، باز همگی موقت و غیر دایمی‌اند و خارج از ابزار و لوازم توسعه‌ی پایدار هستند.

چشمه‌های گرد و غبار در دل سدهای آبی/ تشت تبخیر

چشمه‌های گرد و غبار در دل سدهای آبی/ تشت تبخیر

آغاز اشتباهی استراتژیک

برای درک بهتر فاجعه، فناوری سد در این منطقه گرم و سوزان را با فناوری سه‌هزار ساله‌ قنات مقایسه کنید. خوانده بودم که ریشه سدسازی در عصر پهلوی، به سفر محمدرضا شاه به ایالات متحده و بازدیدش از سد هوور بر می گردد. گفته می‌شود آن بازدید، او را شیفته‌ مدل سدسازی آمریکایی کرد؛ این سدها بر روی رودهایی پرآب نظیر کلرادو یا می‌سی‌سی‌پی احداث شده بودند که حتی در خشکسالی نیز جریان قابل‌توجهی دارند.

صد افسوس که الگوبرداری از آن سد و تجویز آن در اقلیم خشک و نیمه‌خشک ایران با این گستردگی که بعد از انقلاب به خود گرفت نه تنها مناسب نبود، بلکه نقطه‌ آغاز اشتباهی استراتژیک بود که جمهوری اسلامی آن را با شدت و حدت ادامه داد. البته باید اذعان داشت که آن‌ها خیلی زود به اشتباه خود پی بردند و از اسناد و مدارک موجود مشخص است که در راستای اصلاح حکمرانی محیط‌زیستی قدم برداشتند. اسناد مخالفت با حفر چاه‌های عمیق و گذاشتن محور توسعه بر روی صنعت و نه کشاورزی، اصلاح و بازنگری را به وضوح نشان می‌دهد.

بله، در کشوری با بارندگی متوسط سالانه کمتر از ۲۵۰ میلی‌متر و تبخیر سالیانه‌ای که در برخی مناطق به ۴۰۰۰ میلی‌متر هم می‌رسد، جمع‌آوری آب پشت سدها، چیزی جز هدیه‌ دادن آن به آفتاب سوزان نیست. این تصمیمات، بدون مطالعه اقلیم و جغرافیای محلی، منابع حیاتی ما را به‌شدت در معرض نابودی قرار داده‌اند.

انباشت سریع رسوبات در پشت سد

اما بحث فقط تبخیر سدها نیست. متأسفانه بسیاری از سدهای کشور، از جمله سد دز، سد کرخه و سفید رود، بدون اجرای طرح‌های مکمل مانند آبخیزداری و حفاظت از آب‌وخاک ساخته شدند و در نتیجه، با انباشت سریع رسوبات در پشت سد، عملاً این سدها کارایی لازم را هم ندارند. در مواردی، تا دو سوم حجم مخزن توسط رسوبات اشغال شده و سد عملاً ناتوان از ذخیره‌سازی آب است. این یعنی میلیاردها تومان هزینه ساخت یک انبار گل‌ولای (مواد لازم برای تولید گردو‌غبار) شده است.

بدبختانه سدهای پرحاشیه نیز کم نیستند. برای مثال، سد گتوند که با ذخیره‌ آب بر روی سازندهای نمکی، عملاً بخش عظیمی از آب کارون را شور کرده است، یا سد چم‌شیر در کهگیلویه و بویراحمد، که بر بستر سازندهای تبخیری احداث شده و نگرانی‌های زیست‌محیطی آن بارها از سوی کارشناسان مطرح شده است، نمونه‌هایی از این قبیل سدها هستند.

اما آن‌چه باعث نگارش این یادداشت شد، مشاهده برخاستن گرد و غبار از پشت سد سفیدرود بود. وقتی در رشت و هوای غبارآلود آن را دیدم، تعجب کردم که مگر امکان دارد که گرد و غبار از غرب کشور تا اینجا هم رسیده باشد؟ شاخص کیفیت هوا را که چک کردم، عدد ۲۰۴ و وضعیت «خیلی ناسالم» را نشان می‌داد

چشمه‌های گرد و غبار شاخص کیفیت هوای رشت ۱۶ تیرماه ۱۴۰۴

چشمه‌های گرد و غبار / شاخص کیفیت هوای رشت ۱۶ تیرماه ۱۴۰۴

مافیای سدسازی

شوربختانه بسیاری از این سدها، با کم‌آبی‌های اخیر، با پدیده‌ای نوین مواجه شده‌اند و آن هم این است که بستر آن‌ها به کانون جدید گرد و غبار تبدیل شده است. این موضوع اگر فوراً مورد توجه قرار نگیرد، خطر سلامت میلیون‌ها ایرانی را تهدید خواهد کرد. امروز با بحران واقعی در تأمین آب شرب کلان‌شهرها مواجه‌ایم و سناریوی خطرناک «روز صفر آب» دیگر یک احتمال دور نیست.

باید همگی مواظب باشیم که مافیای سدسازی یا انتقال آب (آب‌دزدی صحیح‌تر است) مجدد فعال نشوند و زخم دیگری بر پیکر بیمار محیط‌زیست ایران وارد نکنند. در پایان، باید هشدار داد که اگر بازنگری فوری و جدی در سیاست‌های سدسازی و مدیریت دریاچه‌های خشکیده پشت آن‌ها صورت نگیرد، ممکن است همان سازه‌هایی که زمانی نشانه‌ توسعه دانسته می‌شدند، به عامل خفگی سرزمین ما بدل شوند.

 

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

اخبار مرتبط:

آخرین اخبار:

عضویت در خبرنامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *