چهارشنبه 13 خرداد 1405 / 18:59

هیرکانی در آتشِ تغییر اقلیم

آتش جنگل هیرکانی پایگاه خبری رج
در شمال ایران اتفاقی خاموش و عمیق در حال رخ‌دادن است: جنگل هیرکانی با قدمت ۵۰ میلیون سال—قدیمی‌ترین جنگل پهن‌برگ نیم‌کره شمالی—به‌سبب گرمایش جهانی و تغییر اقلیم وارد عصر آتش شده است. هیرکانی که هزاران سال به سبب بارش‌های سنگین پاییزی زنده ماند و از یخبندان‌های پلیستوسن جان سالم برد، امروز در پاییزهای گرم و بی‌بارش می‌خشکد، شکننده می‌شود و با یک جرقه شعله‌ور. این همان فاجعه‌ای است که کمتر کسی در ایران جدی گرفته است: موتور بارش خزر خاموش شده، و جنگل هیرکانی—میراث زندهٔ دوران ائوسن—در حال سوختن است.

داریوش یاراحمدی

عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان

پایگاه خبری رج خبر/ اختصاصی/ هیرکانی در آتشِ تغییر اقلیم/ دکتر داریوش یاراحمدیجنگل هیرکانی با قدمتی حدود ۴۰ تا ۵۰ میلیون سال، یکی از کهن‌ترین جنگل‌های پهن‌برگ جهان است؛ جنگلی که از دوران ائوسن تا امروز تقریباً بدون گسست باقی مانده و به همین دلیل به آن «فسیل زندهٔ پوشش گیاهی» می‌گویند.

هیرکانی؛ تاریخ ۵۰ میلیون سالهٔ زمین

در عصر یخبندان تقریباً تمام جنگل‌های پهن‌برگ اروپا، غرب آسیا و قفقاز نابود شدند، اما هیرکانی به‌دلیل موقعیت خاص بین البرز و دریای خزر زنده ماند و امروز تنها بازماندهٔ یک جنگل باستانی است که زمانی نیمی از نیم‌کره شمالی را می‌پوشاند. اهمیت آن در جهان از این‌جاست: این جنگل آخرین مخزن ژنتیکی جنگل‌های پهن‌برگ دوران سوم زمین‌شناسی است؛ بیش از ۸۰ گونهٔ درختی و هزاران گونهٔ گیاهی و جانوری را در خود نگه می‌دارد؛ و یکی از معدود نقاط کرهٔ زمین است که تاریخ تکامل گیاهان پهن‌برگ را «به‌صورت زنده» حفظ کرده است.

به همین دلیل یونسکو آن را «میراث طبیعی جهان» ثبت کرده؛ چون نابودی هر بخش از آن، فقط یک حادثهٔ زیست‌محیطی نیست؛ بلکه نابودی بخشی از تاریخ ۵۰ میلیون سالهٔ زمین است.

جنگل‌های هیرکانی زمانی یک «پناهگاه اقلیمی» بودند؛ پهنه‌ای که به واسطهٔ دیوار البرز و دریای مازندران، از سلطهٔ پرفشار جنب‌حاره‌ای و خشکیِ آن در امان می‌ماند. اما اقلیم جدید—اقلیمی که گرمایش جهانی ستون‌های حرارتی آن را جابه‌جا کرده—این الگو را برهم زده است. امروز حتی شمالِ همیشه‌مرطوب هم زیر سایهٔ همان سامانهٔ خشک‌کننده‌ای قرار می‌گیرد که فلات ایران را می‌سوزاند.

۱. پاییز؛ فصل طلایی بارش هیرکانی، که تضعیف شده است.

برخلاف بیشتر ایران که زمستان فصل بارش است، در سواحل دریای مازندران اوج بارندگی در پاییز رخ می‌داد. ساختار بارش هم مشخص بود:

الف) ستون اصلی بارندگی: فرارفت سرد پرفشار سیبری:

پرفشار سیبری—با مرکزیت بایکال—در پاییز به شدت تقویت می‌شد و هوای بسیار سرد و سنگین را به سمت جنوب می‌فرستاد.

این هوا وقتی از روی دریای مازندرانِ گرم عبور می‌کرد؛ از زیر گرم و مرطوب می‌شد، ناپایداری عمودی ایجاد می‌کرد و روی دامنه‌های جنوبی البرز بارش‌های سنگین، مداوم و پاییزی تولید می‌کرد. هرچه اختلاف دما بین سیبریِ بسیار سرد و خزرِ بسیار گرم بیشتر بود، این موتور بارندگی قوی‌تر کار می‌کرد.

چرا در پاییز بیشتر از زمستان بارش ایجاد می کرد؟ چون در پاییز پرفشار سیبری به اندازه کافی سرد می شود، در حالیکه دریای مازندران بعد از یک فصل گرم تابستانی به اوج حرارت خود در پاییز می رسد و این اختلاف دمایی به اوج می رسد. در هیچ فصلی این تفاوت دمایی به اندازه پاییز نیست، برای مثال در زمستان چون دریا نیز به تدریج در طی پاییز سرد می شود اختلاف دمای بین هواهای ارسال شده از سیبری و دمای سطح دریای کم می شود.

ب) سهم موج‌های مدیترانه‌ای

بخش دیگری از بارش پاییز سواحل دریای مازندران از موج‌های مدیترانه‌ای می‌آمد که در برخورد با هوای مرطوب دریا و بالاروی در دیوارهٔ البرز «تقویت» می‌شدند. این ترکیب، شمال ایران را از مهر تا آذر تبدیل می‌کرد به یکی از مرطوب‌ترین پهنه‌های اوراسیا.

۲. اقلیم امروز سواحل دریای مازندران: موتور بارش در سواحل مازندران و دامنه‌ های شمالی البرز از کار افتاده است.

اقلیم جدیدِ این منطقه از ایران، تحت تأثیر دو تغییر بزرگ قرار گرفته است:

الف) تضعیف پرفشار سیبری:

پرفشار سیبری دیگر آن شدت، حدت و گسترش قدیم را ندارد؛ هستهٔ سردش گرم‌تر شده، زبانه‌های شرقی و جنوبی‌اش کوتاه‌تر و بی‌جان‌ترند، فرارفت سرد روی دریای خزر «سطحی»، کوتاه‌مدت و کم‌عمق شده است. در نتیجه؟ اختلاف دما بین خزر گرم و سیبری سرد کمتر شده و این یعنی نیروی محرکهٔ اصلی بارش پاییزی فروپاشیده است.

ب) نفوذ پرفشار جنب‌حاره‌ای به شمال:

البرز دیگر سپر نفوذناپذیر نیست. در بسیاری از پاییزهای اخیر، زبانه‌های پرفشار جنب‌حاره: تا دامنه‌های شمالی البرز بالا می‌آیند، آسمان را پایدار و خشک می‌کنند و جلوی تخلیهٔ رطوبتی سیستم‌های مدیترانه‌ای را می‌گیرند.

هیرکانی وارد قلمروی اقلیمی جدیدی شده است؛ منطقه‌ای که در آن پاییز، زمانی فصل بارندگیِ مطلق بود، اکنون به فصل خشک، گرم و مستعد آتش تبدیل شده است.

۳. وقتی پاییز خشک شود، هیرکانی می‌سوزد.

در این الگوی جدید اقلیمی، سوخت سطحی (برگ، خاشاک، چوب‌افتاده) در پاییز خشک می‌ماند، دما نسبت به نرمال بالاتر است، رطوبت نسبی روزانه پایین می‌آید و بادهای کوهستانی بدون مانع شیب‌ها را جارو می‌کنند. جنگلی که باید «نمناک» باشد، در اواخر مهر و آبان خشک، شکننده و آتش‌گیر می‌شود.

آتش‌سوزی جنگل هیرکانی

هیرکانی در آتشِ تغییر اقلیم

۴. نقش خطرناک بادهای کاتاباتیک در دامنه‌های تند البرز:

در بسیاری از آتش‌سوزی‌های اخیر، از الیت تا کلاردشت، یک عامل تکراری وجود دارد: بادهای کاتاباتیک—بادهای که از ارتفاعات و به‌سرعت به پایین می‌ریزند.

در شرایط خشکی شدید، این بادها در اثر نزول و فرایند بی در روی خشک (آدیاباتیک خشک) گرم و خشک می شوند و مانند دمندهٔ اکسیژن زیر شعله عمل می‌کنند و حتی می‌توانند به گردبادهای کوچک آتش تبدیل شوند.

معمولا شیب‌های تند البرز این اثر را تشدید می‌کنند؛ و به همین خاطر در اکثر موارد آتش سوزی ها در دامنه های پر شیب رخ می دهند که دسترسی به انها سخت است و به همین دلیل آتش‌سوزی ظرف چند ساعت «فراگیر» می‌شود.

۵. جنگل هیرکانی دیگر با روش‌های قدیمی قابل حفاظت نیست‌ در این اقلیم جدید، دو واقعیت قطعی است:

واقعیت اول: به دلیل تغییر اقلیم و تضعیف پرفشار سیبری و نفوذ جنب‌حاره تا شمال البرز در جنگل‌های هیرکانی آتش‌سوزی‌ها بیشتر، زودتر و سخت‌تر شروع می‌شوند.

واقعیت دوم: مهار حریق با نیروی زمینی تقریباً ناممکن است، چرا؟ منطقه صعب‌العبور است، جاده و دسترسی وجود ندارد،شیب‌ها عمودی‌اند، بادهای کاتاباتیک لحظه‌ای مسیر آتش را عوض می‌کنند.

اینجاست که تکیه بر «نیروی انسانی زمینی» غیر ممکن و خطرناک است. بنابراین مانیتورینگ مداوم با پهپاد و دوربین حرارتی، و اعلام زودهنگام تنها راه جلوگیری از فاجعه است، بالگرد و هواپیمای اطفای حریق باید خط اول دفاعی باشد و سازمان‌های مسئول باید بدانند که در آینده با «جنگل خشک‌تری» مواجه خواهند شد.

 

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

اخبار مرتبط:

آخرین اخبار:

عضویت در خبرنامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *