پایگاه خبری رج خبر/ اختصاصی/ شاخص کرین یا شاخص سطل آشغال؟/ دکتر داریوش یاراحمدی: از منظر جغرافیای اقتصادی گاهی یک نگاه از پنجرهی هواپیما از دهها جلد کتاب و گزارش، در حوزهی توسعه آموزندهتر و گویاتر است. در سفرهای بسیار اندکی که به چند کشور داشتم ــ که خودِ تعداد اندک آن نشاندهندهٔ شاخص فلاکتبار پاسپورت ایرانی و فقر ایرنیان است_ آنچه در نگاههای اول توجهم را جلب میکرد، نه برجها و خیابانها، بلکه تعداد زیاد کرینهای برجمانند یا همان جرثقیلهای غولپیکر ثابت بود. بازوهای فولادی بلند که بیوقفه میچرخند و سازههای جدید را از دل زمین بیرون میکشند.
در تورنتو، اتاوا و ونکوور، کرینها بخشی از منظرهی دایمی شهرند.
شاخص کرین در ایران و جهان
در لندن، با نظم و حساب کار میکنند؛ در استانبول، باکو و کوالالامپور، در حال افزایش و نشانهی جهش شتابدار ساختوسازند ولی در دبی، گویا شاخص کرین هر فصل رکورد میشکند — حدود هزاروپانصد جرثقیل فعال که رکوردی جهانی محسوب میشود. جالب است که در این شهرها، هیچ شعار یا تابلویی که توسط شهرداری نصب شده باشد و بگوید ما «در حال توسعه هستیم» دیده نمیشود اما آسمانِ شهر، خود گواهیست دقیق و معتبر از این امر.
بعدها در برخی منابع خواندم که همین کرینها هم شاخص دارند؛ شاخصی که بهطور مستقل، میزان تحرک کالبدی، گردش سرمایه و حتی ثبات اقتصادی شهر را میسنجد. شاخص کرین (Crane Index) در علم شهرسازی و اقتصاد، یکی از شاخصهای کمّی برای سنجش رشد کالبدی و سرمایهگذاری زیرساختی در شهرهاست. این شاخص را شرکت بینالمللی رایدر لوت باکنال (Rider Levett Bucknall) بهصورت فصلی منتشر میکند و نشان میدهد در هر شهر چند جرثقیل فعال است.
در واقع پشت هر عدد کرین، پروژهای واقعی نهفته است و معنای کار، سرمایه، اعتماد و تصمیم برای ساختن است. به همین دلیل، کرین در شهرهای در حال توسعه تنها ابزار نیست؛ بلکه بهنوعی شاخص زندگی اقتصادی شهر نیز محسوب میشود. شاید این شاخص، نمایانگر توزیع عادلانهی ثروت و رفاه نباشد، اما دستکم نمایندهی سرمایهگذاری، ثبات و امنیت اقتصادی است و تا حدودی نشاندهندهی میانگین سطح رفاه، ساکنان شهر نیز هست.
اما از این شهرها که فاصله بگیریم و به ایران و پایتخت کشور خودمان تهران برگردیم، تصویر بهکلی تغییر میکند. در تهران، شمار کرینهای بلندمرتبه حتی با خوشبینی به پنجاه دستگاه نمیرسد. در مشهد، شیراز یا اصفهان، از ده هم کمتر و در شهرهای کوچکتر، این عدد عملاً صفر است.
این یعنی پروژههای عظیم «ساختوساز» هنوز در حد موارد پراکنده هستند و در مقیاس ملی و به دلیل عدم وجود اعتماد، سرمایه و چشمانداز بلندمدت قابل رویت نیستند.
اما فلسفهی نگارش این یادداشت ویدیویی بود بهقول امروزیها وایرالشده در فضای مجازی. در این ویدیو فردی با مسئولیت رسمی، با اطمینان میگوید:
«در معیارهای جهانی، زبالهگردی نشانهٔ پیشرفت یک کشور است؛ کشور فقیر زباله ندارد که کسی آن را بگردد.»
این جمله شاید در فضای مجازی عجیب بهنظر برسد، اما از دید جغرافیایی، معنایی تلخ دارد: برای من صحبتهای این فرد تداعیکننده معکوسی از تعداد کرینهای غولپیکر شهرهای درحال توسعه جهان بود با این تفاوت که احتمالاٌ در ذهن او، تعداد زبالهگردها در هر شهر همان نقشِ تعداد جرثقیلهای برجی را بازی میکند. در این نوع نگاه، فقر را میتوان «شاخص ثروت» دانست اگر فقط نامش را عوض کنیم!
در واقع، اگر در شهرهای توسعهیافته، شاخص کرین میزان ساختوساز، ورود سرمایه و رشد ثروت را نشان میدهد، در این نگاه وارونه، شاخص سطل آشغال به معیار رفاه و رضایت بدل میشود. یعنی در یک شاخص (شاخص کرین)، ثروت و توسعه در صعودِ جرثقیل معنا مییابد، و در شاخصی دیگر، خم شدن بر سطل زباله.

یک پاسخ
عالی دکتر👍