شنبه 23 خرداد 1405 / 10:36

یادداشتی بر نمایش «رامسس دوم» به کارگردانی رضا گوران

رامسس دوم؛ تئاتری از جنس تب و توهم

رامسس دوم روی صحنه تئاتر پایگاه خبری رج رزیتا اسکویی
«رامسس دوم» تماشاگر را آسوده نمی‌گذارد و این مهم‌ترین امتیاز آن است. گوران برخلاف جریان معمول، به‌جای سرگرمی، تجربه‌ای ذهنی و فلسفی می‌سازد. نمایش او پرریسک است،

رزیتا اسکویی

کارشناس تئاتر

پایگاه خبری رج خبر/ اختصاصی/ رامسس دوم؛ تئاتری از جنس تب و توهم/ رزیتا اسکویی: در روزگاری که صحنهٔ تئاتر بیش از همیشه به سمت روایت‌های ساده و مصرفی متمایل شده است، رضا گوران با «رامسس دوم» جسورانه به سراغ تجربه‌ای رفته که هم ذهن مخاطب را می‌آزماید و هم احساس او را. نمایشی در ژانر کمدی سیاه، برگرفته از متنی از سباستین تیری، که با ترکیب خنده و اضطراب، آینه‌ای از فروپاشی ذهن انسان مدرن می‌سازد.

رامسس دوم؛ واقعیت یا کابوس؟

داستان از خانه‌ای معمولی آغاز می‌شود؛ پدر و مادری که منتظر بازگشت پسرشان از مصرند. اما به‌محض بازگشت او، همه چیز رنگ دیگری می‌گیرد. گویی پسر، همان نیست که رفته بود. از همین لحظه، مرز میان واقعیت و خیال در هم می‌ریزد. گفت‌وگوها به شک بدل می‌شوند و خانه، به صحنه‌ای از هذیان.

گوران با بهره‌گیری از نورهای تیز و میزانسن‌های نامتوازن، ذهن تماشاگر را مدام از ثبات بیرون می‌کشد. «رامسس دوم» بیش از آنکه قصه‌ای تعریف کند، ذهنی را نمایش می‌دهد که در حال فروپاشی است.

بازیگران در مرز عقل و جنون

حضور سحر دولتشاهی در نقش زنی میان انکار و پذیرش، از نقاط قوت نمایش است. بازی او دقیق، کنترل‌شده و چندلایه است؛ زنی که ظاهرش آرام است اما هر کلمه‌اش بوی ترس می‌دهد. سعید چنگیزیان و علی شادمان نیز در دو قطب متضاد بازی می‌کنند؛ یکی گرفتار انکار واقعیت، دیگری تجسم خودِ بی‌ثبات آن. این مثلث بازیگری، ستون اصلی نمایش است و انرژی روانی اثر را حفظ می‌کند.

خنده به مثابه دفاع از وحشت

طنز در «رامسس دوم» از نوع خنده‌آور نیست؛ خنده‌ای تلخ است، شبیه سرفه‌ای ناگهانی در دلِ ترس. تماشاگر می‌خندد تا نترسد.
رضا گوران به‌خوبی فهمیده که در دوران اضطراب جمعی، طنز می‌تواند نقابی باشد برای وحشت. و درست در لحظه‌ای که خیال می‌کنی از تاریکی فاصله گرفته‌ای، صحنه خاموش می‌شود و دوباره در همان کابوس سقوط می‌کنی.

اسطوره‌ای مدرن از فروپاشی

عنوان نمایش، یادآور شکوه فراعنه مصر است؛ اما در باطن، استعاره‌ای است از انسان امروز. انسانی که هنوز خیال می‌کند می‌تواند جاودانه بماند ـ با علم، قدرت یا خاطره ـ و در نهایت، قربانی همان توهم می‌شود. گوران با هوشمندی، این اسطوره را از مصر باستان به تهران معاصر می‌آورد؛ جایی که میان رسانه و واقعیت، خیال و حقیقت، فاصله‌ای باقی نمانده است. خانه‌ی «رامسس دوم»، خانه‌ی ماست: ظاهرش آرام، اما دیوارهایش ترک‌خورده از هذیان.

تئاتر به‌جای آسایش

«رامسس دوم» تماشاگر را آسوده نمی‌گذارد، و این مهم‌ترین امتیاز آن است. گوران برخلاف جریان معمول، به‌جای سرگرمی، تجربه‌ای ذهنی و فلسفی می‌سازد. نمایش او پرریسک است، گاه دشوار و گاه مبهم، اما درست در همین ناآرامی، معنا پیدا می‌کند. رامسس دوم» یادآور این جمله‌ی نیچه است: گاهی برای دیدن حقیقت، باید تب کرد؛ و گوران، این تب را با دقتی هنرمندانه روی صحنه آورده است.

جمع‌بندی

نمایش «رامسس دوم» با کارگردانی رضا گوران و بازی سحر دولتشاهی، سعید چنگیزیان و علی شادمان، تجربه‌ای جسورانه در تئاتر امروز ایران است؛ ترکیبی از طنز و هذیان، که ذهن مخاطب را در مرز واقعیت و توهم سرگردان می‌کند. تئاتری تلخ، فکری و به‌شدت معاصر.

 

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

اخبار مرتبط:

آخرین اخبار:

عضویت در خبرنامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *