پایگاه خبری رج خبر/ اختصاصی/ قبح در «پیرپسر»؛ سقوط پدر و زوال اخلاق/ رزیتا اسکویی: قبح بهعنوان یکی از مفاهیم اخلاقی بنیادین در جامعه، در فیلم «پیرپسر» به نویسندگی و کارگردانی اکتای براهنی، در مرکز توجه قرار گرفته است. این فیلم نه صرفاً یک روایت خانوادگی، بلکه تصویری از بحران درونی انسان معاصر است؛ انسانی که در هیاهوی بیمعنایی و گسست از ارزشها، مرز میان گناه و عادت را از دست داده است.
در این اثر، پدر دیگر آن ستون اخلاق و اقتدار نیست؛ بلکه در قامت شخصیتی خودویرانگر، به نقطهای میرسد که حرمت خانواده را با دستان خود درهم میشکند. شکسته شدن قبح رفتارهای او، تنها سقوط یک فرد نیست، بلکه نمادی از زوال اخلاقی جامعهای است که ارزشهای خود را فراموش کرده است.
قبح و بازتاب آن در ساختار درونی پیرپسر
اکتای براهنی در «پیرپسر»، شکستن قبح را نه در شکل عریان، بلکه در سکوتها و رفتارهای مبهم شخصیتها نمایش میدهد. فیلم با نگاهی استعاری، نشان میدهد که چگونه انسان، پیش از گناه، وجدان خود را از دست میدهد. پدر، نمادی از فروپاشی معنوی است؛ مردی که در ظاهر مقتدر است اما در درون، تسلیم لذت و بیقیدی شده است.
فضای سرد، خانهی کهنه و روابط پرتنش میان اعضای خانواده، بازتابی از همین زوال درونی است. در این میان، لیلا حاتمی و حامد بهداد، با بازیهای درخشان خود، مرز میان احساس و بیاحساسی را به تصویر میکشند.
هشدار اخلاقی فیلم
در «پیرپسر»، قبح نهتنها شکسته میشود، بلکه ناپدید میگردد. براهنی با نگاهی تند و تلخ، هشدار میدهد که خطر اصلی در جامعه، زمانی آغاز میشود که «زشتی» دیگر زشت به نظر نمیرسد. فیلم از این منظر، دعوتی است به بازگشت به وجدان، و بازخوانی مفهومی فراموششده به نام شرم.
در پایان، مخاطب درمییابد که فروپاشی خانواده در این فیلم، استعارهای از فروپاشی جامعهای است که مرزهای اخلاقیاش را گم کرده است.
وقتی پدر سقوط میکند، تنها خانواده ویران نمیشود؛ بلکه قبح، این سد دیرینهی انسان در برابر انحطاط، فرو میریزد.