پایگاه خبری رج خبر/ اختصاصی/ سرنوشت سیاه نوار طلایی تمدن/ دکتر داریوش یاراحمدی: امروز وقتی به نقشهی پیشبینی نسبت تقاضای انسانی به منابع آب در سال ۲۰۵۰ نگاه میکردم ــ چشمم به نوار سیاهی افتاد که از شمال آفریقا تا ایران و آسیای مرکزی کشیده شده بود. رنگ سیاه یعنی تنش آبی بالای هشتاد درصد؛ یعنی جایی که مصرف انسان از ظرفیت طبیعی زمین فراتر رفته است.
سیاهپوش شدن این منطقه واقعاً مرا متأثر کرد. مرا ناخودآگاه به رنگ پرچم و اذهان تاریکتر از لباسهای داعش و القاعده بُرد. در عین حال همانجا بود که ناگهان یاد کتاب «اسلحه، میکروب و فولاد» اثر فاخر و ارزشمند جَرد دایمِند، جغرافیدان معاصر، افتادم؛ کتابی که در آن نویسنده با نبوغی مثالزدنی نشان میداد راز پیشرفت تمدنها نه در نژاد و فرهنگ، بلکه در جغرافیاست.
دایمِند همین کمربندِ سیاهپوش و بدسرنوشت را کمربند طلایی تمدن نامید که از مدیترانه تا ایران، هند و چین کشیده میشود.
دایمِند توضیح میداد که این کمربند به سبب مسیر شرقـغربی و پیوستگی زمینیاش از مزیتی بیهمتا برخوردار بود. این نوار تقریباً در عرض جغرافیایی ۳۰ تا ۳۵ درجهی شمالی امتداد دارد؛ از سواحل مدیترانه آغاز میشود و تا فلات ایران، درهی سند، چین و دشتهای زرد پیش میرود. در این مسیرِ طولانی، هیچ دریا یا مانع آبیِ بزرگی وجود ندارد که جریان جابهجایی انسان، کالا یا اندیشه را متوقف کند. سرزمینها پشتسرهم و پیوستهاند؛ اقلیم، فصل و طول روز تقریباً یکسان است.
همین همعرضی و پیوستگی سبب شد گیاهان و حیوانات اهلی بدون نیاز به سازگاری طولانی، از جایی به جایی دیگر منتقل شوند. گندم و جو از بینالنهرین به فلات ایران و از آنجا به هند رسیدند، بز و گوسفندِ ایرانی تا مدیترانه رفتند و در مسیرشان چرخ، فلزکاری و نوشتار نیز همراه شدند. در آن روزگار، دریاها نه راه ارتباط، که دیوار جدایی بودند؛ و تنها در این نوار پیوسته بود که طبیعت با انسان همکاری کرد تا تمدن زاده شود.
اما امروز، همان کمربند طلایی در نقشههای اقلیمی قرن بیستویکم به نوار سیاه فروپاشی بدل شده است. مدلهای پیشبینی IPCC و FAO هشدار میدهند که تا میانهی قرن، این نوار از شمال آفریقا تا فلات ایران و آسیای مرکزی دچار تنش آبی فراتر از ۸۰ درصد خواهد شد؛ دمای میانگین سالانه بین ۲ تا ۴ درجه افزایش مییابد، بارشها ۲۰ تا ۴۰ درصد کاهش پیدا میکند و فرونشست، بیابانزایی و مهاجرت در مقیاس میلیونی واقعیت روزمره خواهند شد. همان جغرافیایی که تمدن را آفرید، اکنون بستر فرسایش آن شده است.
سرنوشت جغرافیا و تصمیم انسان
دایمِند در کتاب «فروپاشی» نوشت که هیچ جامعهای تا زمانی که مصرفش از ظرفیت اکولوژیکی سرزمینش فراتر نرود، نابود نمیشود. ما اکنون در همان نقطهایم. از بینالنهرین و سوریه تا ایران، افغانستان و مصر، بحران آب در حال گشودن شکافهایی است که مرزهای فرهنگی و سیاسی را به خطوط گسل مهاجرت و درگیری بدل میکند. این بحران دیگر زیستمحیطی نیست؛ تمدنی است.
آنچه در پیشِ رو داریم، جابجایی کمربند تمدنی زمین است: مهاجرت آرام اما قطعی از عرضهای خشک سی درجه به عرضهای مرطوب چهلوپنج تا شصت درجهی شمالی. کانادا، اسکاندیناوی و سیبری در نیمقرن آینده همان نقشی را خواهند یافت که بینالنهرین و فلات ایران در آغاز تمدن داشتند: مأمن زیست، کشاورزی و آینده. انسان ناگزیر است از سرزمینهای خورشید یا همان خراسان به سرزمینهای سرما و ابر کوچ کند. اما برخلاف گذشته که تمدن در جغرافیا متولد میشد و انسانها نقش چندانی نداشتند، امروز سرنوشت جغرافیا به تصمیم انسان گره خورده است. اگر نوار طلایی روزی بهسبب اقلیم آفریده شد، نوار سیاه فردا را میتوان با عقل و برنامه مهار کرد.
در این میان، ایران جایگاه ویژهای دارد؛ کشوری که در قلب همان نوار طلایی زاده شد و هنوز یکی از کهنترین تمدنهای زندهی جهان را در خود دارد. از ایلام و ماد تا هخامنشی، ساسانی و اسلامی، این سرزمین پیوسته کانون پیوند شرق و غرب بوده است. هیچ تمدنی در این نوار به اندازهی ایران تداوم تاریخی و فرهنگی نداشته است.
اکنون که همان نوار در خطر فروپاشی اقلیمی است، مسئولیت ما دوچندان است: پاسداری از آخرین حلقهی زندهی آن زنجیر کهن. ایران نه فقط کشوری در بحران، که میراثدار طولانیترین تجربهی همزیستی انسان و اقلیم است؛ اگر این پیوند بگسلد، بخشی از حافظهی تمدن زمین پاک خواهد شد.
باید فوراً ترمز قطار فاجعه را کشید. نخست باید قطار را متوقف کرد و مسیر را اصلاح. در کوتاهترین زمان ممکن، استراتژیستها، اقتصاددانان و آیندهپژوهان باید گرد هم آیند و برای ایرانِ بیآب و داغ، برنامهی بقا و سپس ـ اگر بتوانند ـ برنامهی توسعه بنویسند. طرحهای توسعهی صنعتی، گردشگری و ساحلی باید با اقلیم جدید سازگار شوند، نه در برابر آن.
اکنون زمان تصمیم است، نه انکار. اگر امروز نشنویم، تاریخ کهن این سرزمین در همان نوار طلایی که روزی مهد تمدن بود، به خاکستر خواهد نشست.