چهارشنبه 13 خرداد 1405 / 22:59

کوهنوردی کثیف

کوهنوردی کثیف و ترافیک کوهنوردان روی اورست / پایگاه خبری رج
کوهنوردی کثیف به نوعی از صعود گفته می‌شود که در آن قله‌ها به جای چالش انسانی و آمادگی واقعی، صرفاً به ابزار کسب سود تبدیل شده‌اند و شرکت‌ها یا تورهای تجاری، افراد بی‌تجربه را بدون ارزیابی توانایی بدنی و دانش و تجربه بالای کوهنوردی و فقط با دریافت هزینه به مسیر قله‌های شاخص می‌کشانند

داریوش یاراحمدی

عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان

پایگاه خبری رج خبر/ اختصاصی/ کوهنوردی کثیف/ داریوش یاراحمدی: هفته قبل یاداشتی با عنوان «قله‌ی کاذب» منتشر کردم که با استقبال خوبی مواجه شد. از بازخوردها مشخص شد افراد زیادی به موضوع کوهستان و کوهنوردی علاقمند هستند و همین انگیزه‌ای برای نوشتن و انتشار این یاداشت با عنوان کوهنوردی کثیف شد.

کوهنوردی در ذات خود ورزشی ماجراجویانه، پرخطر و آمیخته با ارزش‌هایی همچون اعتماد، همدلی، ایثار و احترام به طبیعت است. اما در سال‌های اخیر، با رشد تورهای تجاری و نگاه صرفاً اقتصادی به صعود، این ورزش اصیل از معنا و روح اصلی خود فاصله گرفته است.

در ایران، صعود به دماوند به‌عنوان بلندترین قله کشور، نمونه بارز «کوهنوردی کثیف» شده است؛ جایی که شرکت‌های گردشگری بدون بررسی توانایی و سابقه صعود افراد، تنها با دریافت مبلغی، افراد را راهی ارتفاعات می‌کنند و در بسیاری مواقع، آنها را در میانه مسیر یا حتی روی قله رها می‌سازند. این وضعیت در جهان نیز در اورست به‌وضوح دیده می‌شود؛ جایی که قله مقدس و دست‌نیافتنی هیمالیا به یک بازار مکاره تجاری تبدیل شده است.

کوهنوردی کثیف، صعودهای پرخطر

در این یادداشت به پدیده کوهنوردی کثیف پرداخته، از پیامدهای آن سخن می‌گویم و با تکیه بر داده‌های علمی و تجربی، ابعاد پزشکی و جوی صعودهای پرخطر در ارتفاعات بالا را بررسی می‌کنم. وقتی از ارتفاع حرف می‌زنیم، قبل از هر چیز باید به یاد بیاوریم که چرا نفس‌کشیدن در آن بالا دشوار می‌شود. درصد اکسیژن در هوا در هر ارتفاعی تقریباً یکسان است؛ حدود ۲۱% یعنی از  ۱۰۰ مولکول هوا فقط ۲۱ مولکول آن اکسیژن هستند و ۷۸ مولکول آن نیتروژن است و یک مولکول باقی مانده هم هر گازی از بخار آب بگیر تا دی‌اکسید کربن و متان و مابقی گازهای نادر.

اما هرچه بالا می‌رویم، فشار هوا افت می‌کند. در سطح دریا فشار حدود ۱۰۱۳ میلی‌بار است، در پنج هزار متری به نصف می‌رسد و در اورست، جایی نزدیک به نه هزار متر، تنها حدود ۳۱۳ میلی‌بار است. این یعنی در هر نفس، به‌جای ۲۱ مولکول اکسیژن ۷ مولکول، فقط به ریه‌ها می‌رسد. نتیجه این کاهش چیزی است که پزشکان «هیپوکسی» می‌نامند: کمبود اکسیژن در خون و بافت‌ها. همین هیپوکسی است که آغازگر بیماری‌ها و مرگ در ارتفاعات می‌شود.

کوهنوردی کثیف و ترافیک کوهنوردان روی اورست / پایگاه خبری رج

کوهنوردی کثیف و ترافیک کوهنوردان روی اورست / پایگاه خبری رج

کوهنوردان در ابتدا با »بیماری حاد کوهستان» روبه‌رو می‌شوند: سردرد، تهوع، بی‌خوابی. بدن سیگنال می‌دهد که با شرایط تازه کنار نمی‌آید. اما گاهی این وضعیت به شکل‌های خطرناک‌تر بروز می‌کند. یکی از آن‌ها «ادم ریوی در ارتفاع بالا»ست. ریه‌ها در حالت طبیعی باید پر از هوا باشند، در ارتفاع زیاد، وقتی اکسیژن کم می‌شود، همه بخش‌های ریه یکسان عمل نمی‌کنند. بعضی کیسه‌های هوایی هنوز بهتر کار می‌کنند و می‌توانند اکسیژن دریافت کنند، اما بعضی دیگر ضعیف شده‌اند. بدن برای اینکه خون بیهوده وارد قسمت‌های ضعیف نشود، رگ‌های آن‌ها را تنگ می‌کند تا خون بیشتر به سمت بخش‌های سالم هدایت شود. اما همین تنگی رگ‌ها فشار خون در ریه را بالا می‌برد.

مویرگ‌های نازک تحمل این فشار را ندارند و ترک می‌خورند. در نتیجه، مایع خون یا پلاسما از رگ‌ها به داخل کیسه‌های هوایی نشت می‌کند. کیسه‌های هوایی که باید پر از هوا باشند، کم‌کم پر از مایع می‌شوند و تنفس شدیداً دشوار می‌گردد. کوهنورد ابتدا کمی سرفه می‌کند، سپس خس‌خس سینه آغاز می‌شود، لب‌ها کبود می‌شوند و اگر فرد فورا فرود نیاید یا اکسیژن مکمل به آن نرسد، مرگ به سرعت نزدیک می‌شود.

بیماری‌ها مرگبار در کوهنوردی کثیف

بیماری دیگر ارتفاع بالا، ادم مغزی است که از همه مرگبارتر است. مغز به‌عنوان فرمانده بدن در کمبود اکسیژن،الویت را به حفظ خودش می دهد لذا رگ‌های خود را گشاد می‌کند تا ورود خون بیشتر، اکسیژن بیشتری نیز دریافت کند. این گشادشدگی اما با یک پیامد خطرناک همراه است: دیواره رگ‌ها و مویرگ ها تحمل این فشار را ندارند و پاره می‌شوند و مایع خون وارد بافت مغز می‌شوند. مغز متورم می‌گردد و چون در جمجمه‌ای محصور، جایی برای این تورم وجود ندارد، فشار داخل جمجمه بالا می‌رود.

در این حالت فرد ابتدا دچار سرگیجه می شود و بعد تعادلش را از دست می‌دهد.در این وضعیت فرد مثل کسی که مست است راه می‌رود، هذیان می‌گوید و سرانجام به کما فرو می‌رود. اگر همان لحظه فورا به پایین آورده نشود و دارو نگیرد مرگ در چند دقیقه بعد رخ خواهد داد. این همان خطری است که در دماوند و علم‌کوه هم رخ می‌دهد، اما تورهای تجاری هیچ آموزشی برای پیشگیری از آن نمی‌دهند.

علاوه بر این بیماری‌ها، ارتفاعات بالای هشت هزار متر جایی است که به آن «منطقه مرگ» می‌گویند. در این ارتفاع، فشار اکسیژن تنها یک‌سوم سطح دریاست. حتی اگر کوهنورد هیچ حرکتی نکند، بدن او به آرامی گوشت و عضله‌اش را تجزیه می‌کند. هیچ‌کس بیش از چند روز در این منطقه زنده نمی‌ماند. بسیاری از مرگ‌های اورست دقیقاً در همین ارتفاع رخ می دهند.

این مکان مرگ را شما در عکس ها و فیلم های اورست جایی که صف‌های طولانی کوهنوردان، منتظر رسیدن به نوک قله هستند را دیده‌اید. کوهنوردان در این منطقه که هر ثانیه مرگ سلولی در بدن‌شان ادامه دارد، در ترافیک کوهنوردان عمدتا تجاری قرار می‌گیرند و باید منتظر صعود یا فرود تیم‌های دیگر باشند تا بتوانند به مسیر خود ادامه دهند.

این مسئله ترافیک اورست به خاطر زمان محدود صعود است. صعود اورست معمولاً در دو فصل انجام می‌شود: بهار، از اواسط فروردین تا اواخر اردیبهشت که محبوب‌ترین زمان است و چند روز محدود پنجره هوایی مناسبی برای صعود فراهم می‌کند، و پاییز، از اواسط شهریور تا اواسط مهر که سرمای شدیدتر و پنجره هوایی محدودتر دارد و صعودها در این زمان کمتر است.

در سایر ماه‌های سال، شرایط بسیار سخت و خطرناک است؛ بادهای شدید، طوفان‌های برفی و فشار هوای پایین، ارتفاع زیاد و سرمای طاقت‌فرسا صعود را تقریباً غیرممکن و منطقه مرگ را کشنده می‌کنند. حال در همین فرصت کوتاه نیز کوهنوردان باید به‌دنبال «پنجره هوایی» بگردند. چند روز محدود که در آن بادها آرام‌ترند و طوفان‌ها فروکش کرده‌اند. در همین چند روز، صدها نفر برای صعود هجوم می‌آورند.

اما اگر به دلیل اشتباه در پیش بینی ناگهان سامانه‌ای کم‌فشار برسد، فاجعه حتمی است. فشار هوا بیشتر افت می‌کند، میزان اکسیژن کاهش بیشتری می‌یابد و شرایط در منطقه مرگ غیرقابل تحمل می‌شود. طوفان در آن بالا فقط برف و باد نیست؛ نفس‌ها را هم می‌دزدد.

این ترافیک سنگین بر روی اورست و دماوند که در مواردی منجر به فاجعه مرگبار شده است بیشتر به دلیل هجوم افرادی است که خود نیز ممکن است طعمه کوهنوردی کثیف شده‌اند. کوهنوردی کثیف به نوعی از صعود گفته می‌شود که در آن قله‌ها به جای چالش انسانی و آمادگی واقعی، صرفاً به ابزار کسب سود تبدیل شده‌اند و شرکت‌ها یا تورهای تجاری، افراد بی‌تجربه را بدون ارزیابی توانایی بدنی و دانش و تجربه بالای کوهنوردی و فقط با دریافت هزینه به مسیر قله های شاخص می‌کشانند.

در این نوع کوهنوردی، برای جبران ضعف بدنی و عدم توانایی در تحمل ارتفاع به تجویز پیشگیرانه یا خودسرانه از داروهای افزایش تطابق با ارتفاع (مانند دیاموکس، دگزامتازون یا نیفدیپین) روی می‌آورند و علاوه بر اینکه جان این کوهنوردان تجاری را در ارتفاعات بالا به خطر می‌اندازد با ایجاد ترافیک جان سایر کوهنوردان حرفه‌ای را نیز در معرض ریسک مرگ بالا قرار می دهند.
این نوع کوهنوردی واقعا ورزشی و اخلاقی نیست بلکه فقط بازی با جان انسان‌هاست. کوهستان مقدس است و جای تطهیر نفس، جای همدلی و احترام به جان آدمی است. اگر قرار باشد قله‌ها به بازاری برای پول و شهرت بدل شوند، چیزی از روح کوهستان نمی‌ماند.

 

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

اخبار مرتبط:

آخرین اخبار:

عضویت در خبرنامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *