چهارشنبه 13 خرداد 1405 / 22:52

جراحی حیاتی در اصفهان

اصفهان و زاینده‌رود خشک شدن پایگاه خبری رج داریوش یاراحمدی
اصفهان، ستون تاریخی و فرهنگی ایران کهن و چشم روشن تمدن ایرانی، امروز زیر سایه‌ی سنگین فرونشست زمین در خطر فرو رفتن است. این پدیده، نه‌تنها بستر حیات و آثار هزارساله‌ی شهر را تهدید می‌کند، بلکه آینده‌ی گردشگری ایران — امید اقتصادی کشور — را نیز در آستانه‌ی نابودی قرار داده است. اکنون زمان جراحی دردناک اما ضروری برای نجات اصفهان فرا رسیده است؛ تصمیمی حیاتی که معنای واقعی‌اش، پاسداری از تاریخ، هویت و بقای سرزمین ایران است.

داریوش یاراحمدی

عضو هیات علمی دانشگاه لرستان

پایگاه خبری رج خبر/ اختصاصی/ جراحی حیاتی در اصفهان/ داریوش یاراحمدی: اصفهان در حال مرگ است؛ همان‌گونه که زاینده‌رودش مُرد. روزگاری باورش محال بود که شاهرگ حیات این شهر، آن رود همیشه جاری، روزی در بستر خشک خود بخوابد و دیگر برنخیزد.

مگر کسی بیست سال پیش می‌پذیرفت که زاینده‌رود بمیرد؟ اما مُرد — آرام، تدریجی و در سکوت. اکنون همان مرگ خاموش، با نام فرونشست زمین، پیکر شهر را در خود می‌بلعد. اصفهان، این نگین فرهنگ و تاریخ ایران، دارد ذره‌ذره در زیر پایمان فرو می‌رود؛ اگر همچون گذشته فقط نظاره‌گر بمانیم، نه‌تنها رود، که شهر، تاریخ و حیات نیز از دست خواهند رفت.

در ماه‌های اخیر، گزارش‌های علمی رسمی نشان داده‌اند که پدیده‌ی فرونشست زمین در ایران از مرحله‌ی هشدار گذشته و به نقطه‌ی بحرانی و حتی فاجعه بار رسیده است. بر اساس داده‌های ملی، اکثریت مطلق دشت های کشور در حال فرونشست هستند و در برخی مناطق، از جمله اصفهان، نرخ سالانه‌ی آن به ۳۰ تا ۴۰ سانتی‌متر رسیده است؛ عددی که معنایی جز فروپاشی تدریجی بستر زندگی ندارد.

تصویری از فرونشست زمین در اصفهان

تصویری از فرونشست زمین در اصفهان

اصفهان؛ اولویت ملی

هرچند این پدیده سراسر کشور را تهدید می‌کند، اما اصفهان جایگاه ویژه‌ای دارد. در هیچ نقطه‌ای از ایران، ترکیب هم‌زمان سه مؤلفه‌ی حیات، تاریخ و اقتصاد به اندازه‌ی اصفهان در خطر نیست. اصفهان چشم و چراغ ایران است و آینده ایران که به صنعت گردشگری گره خورده است به وجود این شهر وابسته است. اصفهان و شیراز و کرمانشاه و یزد ستون های گردشگری ایران هستند و در این بین اصفهان وضعیت خاصی به خود گرفته است.

اصفهان نه‌تنها یکی از مراکز عمده کشاورزی ایران، بلکه قلب فرهنگی و تاریخی ایران‌زمین به شمار می‌آید؛ شهری که آثار جهانی مانند میدان نقش جهان، سی‌وسه‌پل، پل خواجو و مسجد شیخ لطف‌الله را در خود دارد. تداوم فرونشست در این منطقه، به معنای فرو رفتن تدریجی میراث چند هزار ساله‌ی ایران در خاک است. به همین دلیل، تصمیم برای نجات اصفهان در واقع تصمیمی ملی برای حفظ تاریخ و تمدن ایران است.

میان جراحی دردناک و مرگ تمدن

اگر بیماری زمین به موقع درمان نشود، ناچار باید میان دو راه خطرناک یکی را انتخاب کرد. اکنون اصفهان در چنین وضعیتی است:
یا باید جراحی دردناک تعطیلی کشاورزی را بپذیرد، یا در سکوت، شاهد مرگ تدریجی سرزمین و فروپاشی حیات باشد. در چند سال آینده، اگر روند کنونی ادامه یابد، نه امکان کشاورزی باقی می‌ماند و نه زیست انسانی. اما اگر امروز تصمیم سخت گرفته شود، آثار تاریخی و میراث فرهنگی حفظ خواهند شد و صنعت گردشگری می‌تواند جایگزینی پایدار برای اقتصاد منطقه باشد. این جراحی دشوار، تنها راه نجات نصف جهان است.

اقتصاد منطقی و واقع‌گرایانه، پیش‌شرط احیای زمین

اجرای چنین تصمیمی بدون پشتیبانی اقتصادی ممکن نیست. دولت باید با بازگشت فعال به اقتصاد جهانی و فروش منطقی و اقتصادی نفت به قیمت واقعی جهانی، منابع مالی لازم را برای جبران خسارت کشاورزان اصفهانی فراهم کند. تخصیص بخشی از این درآمد به ایجاد شغل‌های جایگزین و احیای دشت‌های آسیب‌دیده، تنها راه منطقی عبور از بحران است. در کنار آن، واردات محصولات کشاورزی باکیفیت و مقرون‌به‌صرفه می‌تواند امنیت غذایی کشور را حفظ کند و فشار ناشی از توقف موقت کشاورزی را کاهش دهد.
این نخستین گام برای نجات سرزمین است.

توقف برداشت آب؛ شرط بقای اصفهان

نجات اصفهان بدون توقف کامل برداشت آب از سفره‌های زیرزمینی ممکن نیست. برداشت حتی یک قطره آب برای کشاورزی یا صنعت باید ممنوع شود و تنها تأمین آب شرب مردم به‌عنوان استثنا پذیرفته گردد. فرونشست زمین برخلاف زلزله، ناگهانی نیست که دیده و حس شود؛ اما ویرانگرتر است، زیرا آرام و بی‌صدا همه چیز را در خود فرو می‌برد — از خاک گرفته تا تاریخ.

پاسخ به بی‌توجهی‌ها؛ از تکرار فاجعه بترسیم

برای کسانی که هنوز این هشدارها را جدی نمی‌گیرند، کافی است نگاهی به گذشته بیندازیم: آیا دریاچه ارومیه خشک نشد؟ آیا تالاب گاوخونی به شوره‌زاری بی‌جان تبدیل نشد؟ آیا زاینده‌رود، شاهرگ حیاتی اصفهان، سال‌هاست که بی‌جان در بستر خود نخوابیده است؟
آیا تالاب‌های استان فارس یکی پس از دیگری از بین نرفتند؟ آیا رودهای کشکان، زرینه‌رود و سیمینه‌رود از نقشه آبی کشور حذف نشدند؟ مگر همه‌ی این‌ها قبلاً هشدار داده نشده بود؟

الان هشدار جدید را ببینید و بشنوید: فرونشست زمین تمامی آثار تاریخی و سفره‌های آب زیرزمینی را نابود خواهد کرد، به نحوی که هیچ امکانی برای زیست معمولی و مقرون به صرفه در این سرزمین باقی نماند. اگر این بار هم بی‌تفاوت بمانیم، راه بازگشت به حیات سرزمینی بسته خواهد شد. اگر کشاورزی در اصفهان تعطیل نشود، نه‌تنها زمین، که تاریخ، هویت و آینده‌ی ایران با آن از بین خواهد رفت.

در پاسخ به آنان که می‌گویند «الان زمانش نیست»

برخی ممکن است بگویند در شرایط اقتصادی و سیاسی و امنیتی کنونی و با وجود دشمن خارجی، زمان مناسبی برای چنین تصمیمی نیست. اما پاسخ روشن است: همین حالا هم دیر است و اگر اقدام نکنیم فردا فرصت دیگری نخواهیم داشت. به تعویق انداختن این جراحی به هر دلیل، به معنای پذیرش مرگ تدریجی و قطعی است. این همان برهه‌ی حساس واقعی نیم‌قرن اخیر است؛ لحظه‌ای که باید همین امروز تصمیم گرفت، پیش از آن‌که مرگ سرزمین به واقعیتی برگشت‌ناپذیر بدل شود.

نتیجه‌گیری:

اصفهان، معیار بلوغ ملی اصفهان امروز آیینه‌ی تمام‌نمای سرنوشت ایران است. اگر این شهر تاریخی را نجات دهیم، در حقیقت راه نجات تمام سرزمین را یافته‌ایم. تعطیلی کشاورزی در اصفهان تصمیمی دردناک اما ضروری است — تصمیمی که می‌تواند میان درد کوتاه‌مدت و مرگ بلندمدت، زندگی را انتخاب کند. این جراحی باید برای تمامی دشت های در حال فرونشست انجام شود ولی به ترتیب و با اولویت درجه وخامت، فارس و خراسان و … نیز به ترتيب باید بین حیات با درد جراحی یا مرگ قطعی در زمان نه چندان دور یکی را انتخاب کنند.

اگر جراحی حیاتی اصفهان که نیازمند شجاعت سیاسی است با تدابیر اقتصادی و مدیریتی همراه شود، نشانه‌ و نماد بلوغ ملی در مدیریت بحران خواهد بود. اگر به موقع تصمیم گرفته و اجرا شود اصفهان زنده می‌ماند؛ در غیر اینصورت به عنوان شهری فرورفته در قعر زمین، به نمادی از بی تدبیری و حکمرانی غلط در تاریخ ثبت خواهد شد.

 

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

اخبار مرتبط:

آخرین اخبار:

عضویت در خبرنامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *