پایگاه خبری رج خبر/ اختصاصی/ اینورژن، بنزین و آلودگی هوا/ داریوش یاراحمدی: با آغاز پاییز و سرد شدن هوا، پدیدهای در جو شکل میگیرد که اقلیمشناسان آن را «وارونگی دما» یا «اینورژن» مینامند. در حالت عادی، هوای گرم در پایین و هوای سرد در بالا قرار دارد.
دلیلش آن است که برخلاف تصور عمومی، این تابشهای برگشتی از سطح زمیناند که جو را گرم میکنند، نه نور مستقیم خورشید. بنابراین لایههای نزدیک به زمین، چون به منبع گرما نزدیکترند، گرمتر هستند؛ مگر در شرایط وارونگی. به همین دلیل است که در شرایط معمولی بهازای هر هزار متر افزایش ارتفاع، حدود شش درجه سانتیگراد از دما کاسته میشود؛ چرا؟ چون از منبع گرمای هوا که همانا سطح زمین است، فاصله می گیرد.
اما در شبهای صاف و سرد، زمین حرارت خود را از دست میدهد، سرد میشود و هوای مجاور خود را نیز سرد می کند. به همین دلیل لایهای از هوای سرد و سنگین در سطح تشکیل میدهد. در این شرایط هوای سطوح بالاتر که در تماس با زمین سرد نیستند، گرمتر باقی میماند و همین جابهجایی معکوس یعنی وارونگی دما.
در این وضعیت، جابجایی عمودی هوا متوقف میشود و تمام دود و ذرات معلق در همان لایهی سرد پایین حبس میشوند. نتیجه، افزایش سریع غلظت آلایندهها و رسیدن هوای شهرها به مرحلهی هشدار است. در چنین روزهایی اگر صبح زود از کوه یا هواپیما به شهر نگاه کنید، لایهای از دود و غبار مانند پتویی سنگین روی شهر نشسته است که مرز وارونگی دمایی را نیز نشان میدهد.
هر منبع سوختی – از خودروهای شخصی تا بخاریهای خانگی – سهمی در تشدید این وضعیت دارد. موتورهای بنزینی در هوای سرد ناقصتر میسوزند و مصرف انرژی در کل شبکهی کشور افزایش مییابد: گاز، برق، نفت و بنزین. آلودگی هوای زمستان فقط محصول ترافیک نیست؛ نتیجهی فشار همزمان بر کل نظام انرژی است.
بنزین و آلودگی هوا
اما وارونگی فقط در جو اتفاق نمیافتد؛ در اقتصاد هم رخ می دهد. جایی که به جای آنکه حقوق و درآمد افراد از مخارج عادی انها بیشتر باشد، کمتر شده است و خرج از دخل به طرز وحشتناکی بالا زده است. همچنین ما در قیمتگذاری سوخت هم درگیر یک وارونگی بزرگتر هستیم. قیمت رسمی بنزین در ایران هنوز لیتری ۱۵۰۰ تومان است، در حالیکه میانگین جهانی حدود ۱ تا ۱.۵ دلار، یعنی بیش از ۱۳۰ هزار تومان است.
این فاصله، شکافی است حدود ۱۳۳ هزار تومان در هر لیتر. با مصرف روزانهی ۱۲۴ تا ۱۴۴ میلیون لیتر بنزین، دولت ماهانه حدود ۵۲۰ تا ۵۶۰ هزار میلیارد تومان یارانهی پنهان فقط برای بنزین میپردازد. اگر فرض کنیم این رقم میان مردم تقسیم شود، سهم هر ایرانی حدود پنج تا شش میلیون تومان در ماه خواهد بود.
با این حال، رئیسجمهور خود اذعان کرده است که روزانه حدود ۲۵ میلیون لیتر سوخت قاچاق میشود؛ یعنی بخش بزرگی از همین یارانه نه به مردم، بلکه به جیب قاچاقچیان میرود. این وضع سالهاست ادامه دارد، چون گروههای ذینفع با ترساندن از تورم و اعتراض، مانع اصلاح میشوند. در حالیکه اگر مردم مطمئن باشند سهم واقعیشان بهصورت نقدی و برابر به حسابشان واریز میشود، نهتنها مخالفتی نخواهند داشت بلکه از اصلاح استقبال هم خواهند کرد.
واقعیسازی قیمت سوخت، بهشرط بازگشت کامل درآمد آن به مردم، هم عدالت اقتصادی ایجاد میکند و هم آلودگی را کاهش میدهد. افزایش قیمت، سفرهای غیرضروری را حذف میکند، استفاده از حملونقل عمومی را بالا میبرد و حتی آمار تصادفات را پایین میآورد. در شهرهای گرفتار وارونگی، کاهش تنها دهدرصدی خودروهای شخصی میتواند میانگین ذرات معلق را تا یکسوم کم کند.
مردم میدانند قیمت فعلی بنزین واقعی نیست. از این وضعیت تنها عدهای محدود سود میبرند و همانها مانع اصلاحاند. جامعه از شنیدن منتِ «بنزین ارزان» خسته است، چون میداند هزینهاش را با هوای سمی و مرگ خاموش میپردازد. اگر دولت شهامت واقعیسازی قیمتها را داشته باشد و همزمان حقوق کارگران، کارمندان و قیمت خودرو را متناسب با نرخ ارز اصلاح کند، این سیاست نه تهدید بلکه فرصتی برای نجات اقتصاد و محیطزیست خواهد بود.
تعطیلی مدارس و طرحهای ترافیکی، مُسکناند، نه درمان. هیچ درمانی برای آلودگی هوای شهرهای بزرگ ایران جز اصلاح اقتصاد دستوری، تولید و واردات خودروهای با کیفیت، اصلاح سیستم حمل و نقل عمومی و خودروهای برقی و بازگرداندن منطق به بازار انرژی و تقسیم عادلانهی یارانهها نیست.
در پایان لازم به تذکر است که واقعی شدن قیمت بنزین زمانی قابل قبول است که خودور، حقوق و درآمد نیز همه واقعی و به نرخ جهانی باشند.