چهارشنبه 13 خرداد 1405 / 18:15

به سوگ آب

بحران آب در ایران سلمان یداللهی
مردمان این دیار میراث‌‌داران آب و ستایش‌گران آبادانی بوده‌اند. همواره. نیاکانی که حریم و حرمت آب را هم‌چون آبروی خویش محترم شمرده‌اند و حالا در سوگ آب

سلمان یداللهی

شاعر و فعال فرهنگی

پایگاه خبری رج خبر/ اختصاصی/ به سوگ آب: چه فرق می‌کند چند قرن و سال قبل، چشم گشودیم و دیدیم به زندگی بر سیاره‌ای در کهکشان هستی دعوت شده‌ایم. سیاره‌ای به نام زمین. سیاره‌ی زیبای زندگی. سیاره‌ای به پهناوری همه دشت‌ها، به شکوهمندی همه قله‌ها و به بی‌کرانگی آسمان و دریاها… سیاره‌‌ای با فراوانی نعمتی به نام آب که مایه حیات نام داشت.

آری؛ این سیاره‌ زیبا سیاره ما شد و جغرافیایی به نام ایران سهم ما از این سیاره زندگی. سرزمین میراث‌های گران‌بها، آب، خاک و هوا. مرز و بوم رودهای جاری، دیار دریاها و خلیج‌ها، خطه خا‌ک‌های حاصلخیز و جلگه‌‌ها و دشت‌های سبز و جنگل‌های انبوه. اقلیم چهار فصل بارش و رویش با وجود قرارگیری در منطقه‌ای با هوای گرم و خشک.

مردمان این دیار میراث‌‌داران آب و ستایش‌گران آبادانی بوده‌اند. همواره. نیاکانی که حریم و حرمت آب را هم‌چون آبروی خویش محترم شمرده‌اند.

سوگ آب و جشن آب

به مدد لطف آب بوده است چرخی اگر چرخیده، نانی به سفره آمده و به روشنایی خانه‌ای، چراغی افروخته گردیده است. آبی که همواره پیش چشم ما بوده است و به اعتماد فراوانی آن، بی‌اندازه و بی‌قاعده مصرف کرده‌ایم. از طوفان، از صاعقه و آذرخش و زلزله به خود لرزیده‌ایم، از جنگ و تهاجم دشمن ترسیده‌ایم و به عقلانیت و تقلا، برای در امان ماندن از تبعات آن و حفظ جان، قدمی برداشته‌ایم، اما هیچ‌وقت از تصور فردای بی آب نترسیده‌ایم، از زندگی در سرزمینی با خشکسالی‌های متوالی به خود نلرزیده‌ایم.

ایران سال‌هاست به جبر تغییرات اقلیمی و شرایط نامطلوب جوی از بارش‌های مورد انتظار بی‌نصیب مانده است. کاهش غیر قابل تصور‌‌ سطح آ‌ب‌‌های زیرزمینی، خشک شدن رودها و تالاب‌ها و چشمه‌ها، فرونشست‌های پیوسته زمین، نصیب ایران از این کم بارشی ها و نا بارشی‌هاست.

اما همه‌ی ماجرا این نیست و نبوده است. سمت تاریک و تلخ این قصه، از ما مردمان این روزگار رقم خورده است. مردمانی که هنوز هم باور نکرده‌ایم زنگ خطر بی آبی و خشکسالی سال‌هاست به صدا درآمده است و حالا بلندتر و رساتر از همیشه به گوش می‌رسد و با وجود همه گوشزدها و اخطارها اما کماکان مردمان بی ملاحظه‌ای در مصرف آبیم. مصرف بی رویه‌ای که بلای جانمان شده است.

خشک‌شدن بسیاری از کانون‌های آبی کشور که حالا به کانون‌های گرد و غبار و هجوم‌ ریزگردها‌ تبدیل شده است دلیل عمده‌ای جز تامین نشدن حقابه‌ به سبب کاهش شدید یا اتمام منابع آبی و حوزه آب‌ریز آن‌ها ندارد که این خود از عدم مدیریت صحیح منابع آبی و ‌پیش‌بینی محتمل بحران پیش رو حکایت دارد‌. این سرزمین بلا دیده، از بیماری‌های کشند‌ه‌ای چون طاعون، وبا، سل و کرونا جان به در برده است اما بی‌آبی درد امروز و بیماری فردا نیست که به درمانی مداوا گردد. بی‌آبی مصیبت امروز و سوگواری فرداست. فردایی که اگر از امروز برای نجات آن تقلایی نکنیم جز نیستی و نابودی سرنوشتی نخواهیم داشت.

به سوگ آب / پایگاه خبری رج

به سوگ آب / پایگاه خبری رج

به سوگ آب

حسرت فردا نه برای ما آب می‌شود نه حتی قطره‌ای که به آن جان بگیریم. حسرت فردا یعنی ما انسان بودیم و با خود آن کردیم که نباید. ما انسان بودیم و به هست و نیست این سرمایه ملی تاختیم. ما انسان بودیم و به غرور خویش، به نا‌آگاهی و ناسپاسی خویش باختیم. ما چند قرن پیش افتاده‌ایم نه در کشف ناشناخته‌ها، نه در ساخت بمب و موشک. ما چند قرن در تخریب زمین، در اتلاف دیوانه‌‌وار ذخایر آبی پیش افتاده‌ایم.

ما به جنون مصرف بی رویه آب در عصر خشکسالی و بی آبی مبتلاییم. چند سال دیگر، چند قرن دیگر ایران ما، به شکوه چهار فصل زیبایش همچنان تماشایی خواهد ماند؟ سرزمینی که در سیر تاریخ، همواره در چشمداشت حسد و کینه دشمنان مورد هجوم و ویرانگری قرار گرفته است و امروز باید در جنگی دیگر، نه جنگ با متجاوز، نه جنگ با تغییرات اقلیمی، که به نبردی با عقل باختگی خویش در اتلاف بی‌محابای ذخایر آبی برویم. مصیبت‌های زیانباری که به قول حضرت سعدی «از دست و زبان که برآید…»

زمانی برای نجات ایران

سیاست‌های غلط و تصمیمات زیانبار دولتمردانی که از همان نطفه تولدِ تصمیمات با‌‌ هشدار تبعات ویرانگر آن از سوی کارشناسان و متخصصان این حوزه روبرو بوده اما دریغ که هیچوقت به این هشدارها اعتنایی نگردید. آیا برای نجات این سرزمین مادری، این یادگار پاک و مهر‌آیینِ پدری هنوز وقت هست؟

هرچند فرصت‌های بی‌شماری از دست رفته اما برای حفظ داشته‌های آبی خویش به مدد مدیریت عقلانی و‌ پرهیز از تکرار خطاهای‌ نابخشودنی گذشته و اعتماد به نظرات صاحبنظران و کارشناسان واقعی این حوزه باید دستی به تقلا برآریم و خاک گهربار خویش را از بلای بی‌آبی و خشکسالی در امان نگه داریم تا روزی روزگاری، به جرم نابخردی و شرم ناسپاسی خویش، دست تمنا به طلب آب به سوی خدای مهربان باران برنداریم.

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

اخبار مرتبط:

آخرین اخبار:

عضویت در خبرنامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *