پایگاه خبری رج خبر/ ایران خانه همهی ماست/ اختصاصی: هاروکی موراکامی در رمان «کافکا در کرانه» مینویسد: طوفان که تمام شد، یادت نمیآید چگونه از آن گذشتی، چطور جان به در بردی، اصلا مطمئن نیستی طوفان واقعا تمام شده باشد. اما یک چیز مسلم است. وقتی از طوفان بیرون آمدی، دیگر آن آدمی نیستی که قدم درون طوفان گذاشت.
اکنون پس از عبور از بحرانی نفسگیر، زمان آن است تا با نگاهی دقیق به مصالح ملی و منافع کشورمان بیندیشیم. در روزهایی که گذشت، به یاری خداوند و همبستگی مردم فهیم، کشور ما از لبهی پرتگاه یک جنگ ویرانگر دور شد. دوستان عزیز، اکنون که سایهی تهدید عقبنشینی کرده، وقت آن است که با تعقل، تدبر و دوراندیشی، مسیر سربلندی مبتنی بر مصلحت ایران را مرور کنیم.
به تدبیر فرصت اثرگذاری دهیم!
بدون تردید در شرایط بحرانی جامعه، همراهی رسانهها با اراده و تصمیمات میدان و نیروهای مسلح کشور، عقلانی و ضروری بهنظر میرسید. اما امروز که آرامش نسبی حکمفرما شده، شایسته است که رسانهها، بهویژه رسانه ملی، بهسوی گفتمان عقلانیت و آرامسازی فضای عمومی جامعه گام بردارند. شور و حماسه جای خود را دارد، اما درستتر آن است که به عقل و تدبیر فرصت اثرگذاری دهیم.
نه ترویج «خروج»، نه تمجید «خارج»
اجازه دهیم تصمیمگیران کشور در فضایی مبتنی بر خرد و گفتوگوی مسئولانه حرکت کنند. ترویج این تفکر که «باید این تعهد و آن کنوانسیون بینالمللی را کنار بگذاریم» و «فلان مقام رسمی بینالمللی که به ایران آمد را داغ و درفش کنیم» و «آن دیگری را تا خاک سرزمیناش دنبال کنیم با هدف حذف فیزیکی»، تنها باعث افزایش تنش و اضطراب در جامعه خواهد شد؛ نه خدمت به ملت. اضافه بر این، جمع جبری این جملات نشاندهنده یکی از این دو است: نمایندگان و راویان این تفکر یا فارغ از خرداند یا فارغ از التزام به منافع کشور. نانشان از کدام تنور وصل به آتش جنگ در میآید خدا میداند!
البته پر واضح است که تمجیدگران فضولی «دستهای خارجی در مسائل داخلی کشور» حال و روز بدتری دارند. اصلا نه خارج، نه خروج! دوستان! پنج درصد هم که شده(اندکی بیش از چهار درصد) به عقل مردمی که پشت تفکر و عملکرد شما نایستادند، اما در این ۱۲ روز به عشق کشورشان سینه سپر کردند احترام بگذارید.
این مردم به «پیران عقل» و «جوانان تعقلدوست» بیشتر اعتماد دارند تا «کودکرفتارانخودپیرپندار» هر چه باشد اینها خاک جبهه و جنگ بیش از شما خوردهاند، جنگی که تمام دنیا رو در روی ایران صف کشیدند و نشد آنچه آنها میخواستند.
وحدتی کمنظیر
در این ۱۲ روز پر التهاب، وحدتی کمنظیر میان همهی آحاد ملت ایران در دفاع از تمامیت ارضی کشور شکل گرفت. منتقد و موافق، همگی در کنار هم ایستادند.شما دوست نوجوان! در سال پایانی آخرین جنگ تحمیلشده بر این ملت، نهایتا دشواری تاب، تاب مهدکودک را تجربه کردهای! این مردم شریف اما در سالهای جنگ، «علی اکبر و حبیب ابن مظاهر»وار کنار هم و پشتوانه هم بودند.
راستی! شما در ۱۵ سالگی تجربه تنلرزه ناشی از سرمای کردستان در کانالهای پر از برف تپههای ماؤت را داشتهای!؟ نمیدانم دیماه سال ۱۳۶۵ کجای جهان بودی اخوی! تا کمر در اروند بودی؟ یا هنوز تا خط شروع جهان چند سالی راه داشتی!؟ حالا تو شدهای سوار جنگی و مردم و رئیس جانباز دستگاه دیپلماسی کشور، پیادهی صلحطلب!؟
یقین دارم اگر خدای ناخواسته آن روز در آید، تو و همقطارانات باز هم مثل این ۱۲ روز بر کرانه خواهید ایستاد و باز این مردماند که کنار نیرویهایی خواهند ایستاد که اسرائیل دنبال زدنشان است. نه تو که دنبال کیف بردنی تا ابد.
این مردم اجازه نخواهند داد گروههایی اندک اما پرسروصدا، با افکار تفرقهافکنانهشان، این همدلی را خدشهدار کنند. ایران، خانهی همهی ماست؛ با هر سلیقه و دیدگاهی.
——