چهارشنبه 13 خرداد 1405 / 18:19

ادبیات بدهکار به محیط زیست

ادبیات بدهکار به محیط زیست ارمغان بهداروند
«یدالله رویایی» در یادداشتی با نام «ادبیات محیط زیست»، فاصله گرفتن از اطراف و در متن طبیعت نزیستن را دلیل تقاطع انسان و محیط می‌داند و تاکید می‌کند که محیط زیست برای آن که آلوده نشود به ادبیات محتاج است. به ادبیاتی که با نگاهی نو به محیط زیست توجه کند و شکلی تازه از درک فاصله‌ها و شناخت اطراف را رقم بزند

ارمغان بهداروند

شاعر و نویسنده

پایگاه خبری رج خبر/ ادبیات بدهکار به محیط زیست/ اختصاصی: اعلان مصیبت‌های محیط زیستی و توجه‌بخشی به دخالت‌های ویران‌گر انسان در طبیعت یکی از ماموریت ادبیات امروز است. بازگشت به طبیعت‌اندیشی در ادبیات نه صرفاً یک سبک ادبی که پیش‌بینی مصایبی است که انقراض انسان و یا لااقل نقض آرامشش را به دنبال دارد. اعتراض به دشوارزیستن در فطرت ادبیات موجود است و این منش در طول تاریخ مانع از سازگاری با رنج و ریاضت شده است. در روزگار ما طبیعت، مقهور «دانایی» و مغلوب «نادانی» انسان است و فرجام این کارزار اکنون به وضوح در لاغر شدن رودخانه‌ها و بیماری بیابان‌ها و افسردگی جنگل‌ها پیشِ چشم است.

ادبیات بدهکار به محیط زیست

تلقیِ تلخ ادبیات در مواجهۀ با بحران‌های طبیعیِ خودآفریدۀ انسان به تولیدِ ژانرهای وحشتی دامن زده است که با به نمایش گذاشتن وضعیت‌هایی محتمل هم چون تولدِ موجودات موهومی و غیرقابل کنترل، خرد جمعی را به چالش می‌کشاند. وجه تمایز این ادبیات با ادبیات کلاسیک در همین دور و نزدیک بودن به طبیعت است. قرابت شعر کهن با طبیعت و دستمایگی پدیده‌های طبیعی به عنوان جاذبه‌های مفهومی و مشحصه‌های سبکی غیرقابل انکار است. پربسامدترین عناصر خیال‌انگیز متولد طبیعت بوده‌اند و رویکرد ادبیات در گذشته پیش و بیش از هر چیز، التذاذ از اطراف و تمتع ادبی بوده است و به ندرت ادبیات را در این حوزه‌، در مقامِ نهی و تحذیر می‌بینیم.

کمیّت ابیاتی هم چون «درخت افکن بُوَد کم‌زندگانی/ به درویشی کشد نخجیربانی» در برابر «ای‌ گل‌فروش گل چه فروشی به‌جای سیم/ وز گل عزیزتر چه‌ستانی به سیمِ گل» بسیار اندک است اما به هر اندازه نشان از وجه اعتراضی ادبیات در برابر طبیعت‌ستیزی است. انسانی که ابتلائات محیط زیستی و بحران‌هایش را تجربه نکرده است و قطعاً نمی‌توانسته است تصوری غالب از نتیجۀ وحشتناک غلبۀ انسان و قهر طبیعت داشته باشد، مسئولانه و به وقت؛ هشدار می‌دهد و بدسرنوشتی انسان را برجسته می‌کند.

این «دوراندیشی» اما در ادبیات امروز غیبت دارد. وجهی غیرقابل‌باور از بی‌اعتنایی و نادیده‌انگاری که می‌تواند متضمن مشارکت ادبیات در استمرار رویه‌ی تخریبی محیط زیست باشد و به «کر و لال» خواندن ادبیات ختم گردد. بدهکاری ادبیات به محیط زیست لااقل در این سال‌ها صدچندان شده است؛ ادبیاتی که اگر پدیده‌هایی هم چون «درخت»، «پرنده»، «دریا»، «گل»، «رودخانه»، «جنگل» و… از آن گرفته شود، تهیدست باقی خواهد ماند.

مطالعۀ ساز و کار ادبیات جهانی و اثرگذاری آن در توسعه‌ی فرهنگ زیست‌محیطی و ممانعت‌آفرینی‌ها و آگاهی‌بخشی‌ها می‌تواند چهره‌ی مغلوب ادبیات امروز ما را در اضطرارهای پشت سر و پیش رو به نمایش بگذارد. یکی از این همه؛ تراژدی قتل محیط‌بانان!

 


این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

اخبار مرتبط:

آخرین اخبار:

عضویت در خبرنامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *