چهارشنبه 13 خرداد 1405 / 18:14

برای بهبود تصمیم‌گیری، به جای «همدلی»، بر «زبان» تمرکز کنید

روشی هوشمندانه‌تر برای ابراز مخالفت

مخالفت و روش‌های جایگزین آن پایگاه خبری رج
برای پرورش فرهنگ مخالفت سازنده، سازمان‌ها باید تمرکز خود را از تلاش برای تغییر افکار و احساسات درونی افراد به سمت اصلاح رفتارهای مشهود، به‌ویژه رفتارهای زبانی، معطوف کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که توصیه‌های کلاسیک مدیریتی مانند «خود را جای دیگران بگذارید» یا «همدلی کنید» تأثیر محدودی دارند،

مهدی سریرچی

نویسنده و پژوهشگر

پایگاه خبری رج خبر/ اختصاصی/ روشی هوشمندانه‌تر برای ابراز مخالفت/ مهدی سریرچی: مخالفت سازنده برای سازمان‌ها حیاتی است، اما روش‌های کلاسیک برای مدیریت آن شکست خورده‌اند. برای پرورش فرهنگ مخالفت سازنده، سازمان‌ها باید تمرکز خود را از تلاش برای تغییر افکار و احساسات درونی افراد به سمت اصلاح رفتارهای مشهود، به‌ویژه رفتارهای زبانی، معطوف کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که توصیه‌های کلاسیک مدیریتی مانند «خود را جای دیگران بگذارید» یا «همدلی کنید» تأثیر محدودی دارند، زیرا حالات ذهنی درونی افراد برای دیگران قابل مشاهده نیست.

در مقابل، کلمات و عباراتی که افراد به کار می‌برند، قابل مشاهده، قابل اندازه‌گیری و قابل آموزش هستند. این رویکرد مبتنی بر رفتار به دو چالش اساسی در ارتباطات پاسخ می‌دهد: شکاف قصد-رفتار (ناتوانی در عمل به نیت‌های خوب در شرایط پرفشار) و شکاف رفتار-ادراک (تفسیر نادرست رفتارهای ما توسط دیگران). با آموزش تکنیک‌های زبانی مشخص، افراد می‌توانند اطمینان حاصل کنند که نیت‌های مثبت آن‌ها به شیوه‌ای مؤثر و قابل درک منتقل می‌شود.

این سند توصیه‌های عملی برای افراد، از جمله نشان دادن تمایل به یادگیری و تأیید دیدگاه طرف مقابل، و هم‌چنین استراتژی‌هایی برای سازمان‌ها، مانند الگوسازی رفتار توسط رهبران و استفاده از فناوری برای تقویت مهارت‌ها، ارائه می‌دهد. در نهایت، کلید تبدیل مخالفت‌های اجتناب‌ناپذیر به تصمیم‌گیری‌های بهتر، تمرکز بر آموزش و اجرای مهارت‌های کلامی مشخص و عینی است.

برای پرورش فرهنگ مخالفت سازنده، سازمان‌ها باید تمرکز خود را از تلاش برای تغییر افکار و احساسات درونی افراد به سمت اصلاح رفتارهای مشهود، به‌ویژه رفتارهای زبانی، معطوف کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که توصیه‌های کلاسیک مدیریتی مانند «خود را جای دیگران بگذارید» یا «همدلی کنید» تأثیر محدودی دارند، زیرا حالات ذهنی درونی افراد برای دیگران قابل مشاهده نیست. در مقابل، کلمات و عباراتی که افراد به کار می‌برند، قابل مشاهده، قابل اندازه‌گیری و قابل آموزش هستند.

این رویکرد مبتنی بر رفتار به دو چالش اساسی در ارتباطات پاسخ می‌دهد: شکاف قصد-رفتار (ناتوانی در عمل به نیت‌های خوب در شرایط پرفشار) و شکاف رفتار-ادراک (تفسیر نادرست رفتارهای ما توسط دیگران). با آموزش تکنیک‌های زبانی مشخص، افراد می‌توانند اطمینان حاصل کنند که نیت‌های مثبت آن‌ها به شیوه‌ای مؤثر و قابل درک منتقل می‌شود. این سند توصیه‌های عملی برای افراد، از جمله نشان دادن تمایل به یادگیری و تأیید دیدگاه طرف مقابل، و هم‌چنین استراتژی‌هایی برای سازمان‌ها، مانند الگوسازی رفتار توسط رهبران و استفاده از فناوری برای تقویت مهارت‌ها، ارائه می‌دهد. در نهایت، کلید تبدیل مخالفت‌های اجتناب‌ناپذیر به تصمیم‌گیری‌های بهتر، تمرکز بر آموزش و اجرای مهارت‌های کلامی مشخص و عینی است.

مخالفت: مزایا و خطرات مخالفت در سازمان‌ها

مخالفت بخشی جدایی‌ناپذیر از هر سازمانی است و در موضوعات مختلف، از استراتژی‌های قیمت‌گذاری گرفته تا تصمیمات استخدامی، رخ می‌دهد. تحقیقات در علوم اجتماعی نشان می‌دهد که مخالفت مزایای مهمی به همراه دارد: دیدگاه‌های متفاوت خلاقیت را برمی‌انگیزند، از خطاهای پرهزینه جلوگیری می‌کنند و به تصمیم‌گیری‌های بهتر منجر می‌شوند. با این حال، اگر مخالفت به درستی مدیریت نشود، می‌تواند هزینه‌های بین‌فردی و مالی هنگفتی به همراه داشته باشد.

با وجود توصیه‌های فراوان از سوی دانشگاهیان و مشاوران در طول دهه‌ها (مانند «همدلی کنید» یا «از جملات مبتنی بر “من” استفاده کنید»)، تعارضات هم‌چنان پابرجا هستند. مشکل این‌جاست که بسیاری از این توصیه‌ها بر تغییر حالات ذهنی و احساسی درونی متمرکز هستند.

تمرکز بر رفتار مشهود

تحقیقات نویسندگان این مقاله که طی ده سال و در ده‌ها آزمایش انجام شده، به یک یافته کلیدی رسیده است: فرآیندهای ذهنی درونی افراد تأثیر محدودی بر نتایج تعارضات دارند، زیرا دیگران نمی‌توانند ذهن ما را بخوانند. برای این‌که تلاش‌های ما برای مدیریت تعارض مورد توجه، قدردانی و واکنش مثبت طرف مقابل قرار گیرد، افکار و احساسات ما باید به رفتارهای مشهود، به‌ویژه کلمات و عباراتی که به کار می‌بریم، ترجمه شوند.

در یک مطالعه اخیر با حضور ۱۱۱۳ شرکت‌کننده، این ایده آزمایش شد. شرکت‌کنندگان به سه گروه تقسیم شدند تا برای فردی با دیدگاه مخالف در مورد یک سیاست استخدامی، پیام بنویسند:

گروه اول: هیچ راهنمایی خاصی دریافت نکرد.

گروه دوم: راهنمایی‌های کلاسیک در مورد در نظر گرفتن دیدگاه طرف مقابل و همدلی دریافت کرد.

گروه سوم: دستورالعمل‌های مشخصی در مورد کلمات و عباراتی که باید برای ابراز پذیرا بودن نسبت به دیدگاه‌های مخالف استفاده کنند، دریافت کرد.

نتایج نشان داد افرادی که پیام‌های گروه سوم را خواندند، نویسندگان را به عنوان افرادی عینی‌تر، باهوش‌تر و قابل اعتمادتر ارزیابی کردند و تمایل بیشتری برای همکاری با آن‌ها در آینده داشتند. این یافته بر اهمیت تمرکز بر رفتار زبانی تأکید دارد، زیرا زبان برخلاف افکار و احساسات، توسط دیگران قابل مشاهده، با فناوری قابل اندازه‌گیری و به طور مؤثر قابل آموزش است.

غلبه بر دو چالش کلیدی 

تغییر رفتار کلامی، مؤثرترین راه برای غلبه بر دو مشکلی است که اغلب باعث تشدید مخالفت‌ها و تبدیل آن‌ها به تعارض می‌شوند:

۱. شکاف قصد-رفتار (The Intention-Behavior Gap)

این شکاف به ناتوانی افراد در عمل به بهترین نیت‌ها و برنامه‌هایشان اشاره دارد. در شرایط تعارض، حفظ آرامش و برقراری ارتباط سازنده دشوار است، به‌خصوص زمانی که با دیدگاه‌هایی روبرو می‌شویم که عمیقاً با باورهای ما در تضاد هستند. حتی اگر فردی قصد داشته باشد محترمانه و کنجکاو باشد، ممکن است نتواند جلوی خود را برای قطع کردن صحبت دیگری یا پاسخ انتقادی بگیرد. به عنوان مثال، بسیاری از شرکت‌کنندگان در تحقیقات فکر می‌کردند پرسیدن سؤالاتی مانند «چطور می‌توانی چنین باوری داشته باشی؟» نشان‌دهنده کنجکاوی است، در حالی که در عمل، آن‌ها درگیر دفاع از استدلال خود می‌شدند.

۲. شکاف رفتار-ادراک (The Behavior-Perception Gap)

حتی زمانی که موفق می‌شویم رفتارهای مورد نظر خود را انجام دهیم، هیچ تضمینی وجود ندارد که دیگران آن‌ها را همان‌طور که ما قصد داشتیم، درک کنند. به عنوان مثال، ممکن است سؤالی مانند «چرا این‌طور فکر می‌کنی؟» با نیت ابراز کنجکاوی پرسیده شود، اما طرف مقابل آن را به عنوان یک طعنه کنایه‌آمیز تفسیر کند. تحقیقات نشان داده است که اغلب بین میزان پذیرا بودن و کنجکاوی که نویسندگان پیام‌ها به خود نسبت می‌دهند و میزان درک شده توسط خوانندگان، تفاوت وجود دارد.

چرا تمرکز بر زبان در مدیریت مخالفت؟

رویکرد مبتنی بر رفتار، به‌ویژه زبان، چندین مزیت برای سازمان‌ها دارد:

قابلیت اندازه‌گیری: رفتار، برخلاف افکار و احساسات درونی که تحت تأثیر سوگیری‌های شناختی قرار دارند، قابل مشاهده و اندازه‌گیری است. این ویژگی به دیگران (مانند مربیان و مدیران) اجازه می‌دهد تا بازخورد عینی ارائه دهند.

قابلیت آزمایش: رفتارهای مشخص را می‌توان از طریق تحقیقات سیستماتیک آزمایش کرد تا مشخص شود کدام یک واقعاً مؤثر هستند و شکاف رفتار-ادراک را از بین می‌برند.

اهمیت در ارتباطات مدرن: بخش بزرگی از ارتباطات حرفه‌ای امروزی از طریق نوشتار (ایمیل، اسلک و غیره) انجام می‌شود.

کنترل‌پذیری: کنترل زبان ساده‌تر از عبارات غیرکلامی (مانند زبان بدن) است و احتمال سوءتفاهم در آن کم‌تر است.

نکته مهم: این رویکرد به معنای نادیده گرفتن کامل طرز فکر نیست. هر تغییری نیازمند پذیرش و مشارکت افراد است. با این حال، توصیه‌ها در مورد نحوه تفکر و احساس باید با توصیه‌هایی مشخص در مورد نحوه ابراز آن افکار و احساسات همراه باشد.

توصیه‌هایی برای افراد برای مخالفت هوشمندانه‌تر

تکنیک‌های زبانی زیر که برگرفته از تحقیقات هستند، به افراد کمک می‌کنند تا از چرخه رقابتی مخالفت‌ها خارج شوند. این تکنیک‌ها اغلب نیازمند ابراز میزانی از آسیب‌پذیری هستند، اما همین امر باعث اثربخشی آن‌ها می‌شود.

تکنیک توضیح مثال
۱. تمایل به یادگیری را نشان دهید افراد در هنگام مخالفت تصور می‌کنند طرف مقابل علاقه‌ای به درک دیدگاه آن‌ها ندارد. بیان صریح کنجکاوی، طرف مقابل را مثبت‌تر و استدلال‌هایش را منطقی‌تر جلوه می‌دهد. «به نظر می‌رسد ما این موضوع را متفاوت می‌بینیم. کنجکاوم بدانم شما در مورد XYZ چگونه فکر می‌کنید.» یا «من معتقدم XYZ، اما دوست دارم دیدگاه شما را بهتر درک کنم.»
۲. دیدگاه طرف مقابل را تأیید کنید تأیید کردن به دیگران نشان می‌دهد که پیام آن‌ها را دریافت کرده‌اید، حتی اگر با آن موافق نباشید. بهترین نوع تأیید، بازگو کردن جوهر کلام طرف مقابل است. «متوجهم که تیم ساعات طولانی کار کرده و این مشتری بسیار پرتوقع است. اما به این دلیل است که نمی‌توانیم کارمندان بیشتری برای این پروژه استخدام کنیم…»
۳. زمینه مشترک پیدا کنید صرف‌نظر از میزان اختلاف، همیشه می‌توان باورها، ارزش‌ها یا اهداف مشترکی پیدا کرد. صریح کردن این نقاط مشترک، فضا را برای همکاری باز می‌کند. «من با بخشی از حرف‌های شما موافقم…» یا «هدف هر دوی ما…» یا «من هم در آن جلسه متوجه شدم که…»
۴. ادعاهای خود را با احتیاط بیان کنید با توجه به این‌که در مسائل واقعی، احتمال اشتباه کردن وجود دارد، نشان دادن فروتنی و باز گذاشتن راه برای خطا، شما را فردی متفکرتر نشان می‌دهد. «از دیدگاه من…» یا «گاهی اوقات این‌طور است که…» یا «شاید مهم باشد که منابع خود را بیش از حد متعهد نکنیم. نظر شما چیست؟»
۵. داستان خود را به اشتراک بگذارید قوی‌ترین باورهای ما اغلب ریشه در تجربیات شخصی دارند. به اشتراک گذاشتن داستان‌ها و احساسات مرتبط با آن‌ها، در مقایسه با ارائه صرف آمار و ارقام، در ایجاد اعتماد مؤثرتر است. به جای تکیه بر آمار، به اشتراک گذاشتن یک تجربه آسیب‌پذیر که باورهای شما را شکل داده است، می‌تواند اعتماد و همکاری را تقویت کند.

اقدامات پیشنهادی برای سازمان‌ها

سازمان‌ها می‌توانند با اقدامات زیر، محیطی را ایجاد کنند که در آن ایده‌های متفاوت به راحتی جریان یابند:

۱. مهارت‌های کلامی را آموزش دهید: در برنامه‌های آموزشی، مفاهیم انتزاعی مانند «همدلی» یا «ذهن باز» را به سیگنال‌های کلامی مشخص و قابل اجرا ترجمه کنید. به جای گفتن «کنجکاو باشید»، به افراد یاد دهید چگونه کنجکاوی را به صورت کلامی ابراز کنند.

۲. رفتارهای صحیح را الگوبرداری کنید: رهبران باید در فرآیندهای سازمانی مانند جلسات هفتگی، ارزیابی عملکرد و جلسات عمومی، این مهارت‌ها را به طور عملی به نمایش بگذارند. تحقیقات نشان می‌دهد که پذیرش در گفتگو مسری است و افراد به رفتار محترمانه، با احترام پاسخ می‌دهند.

۳. از فناوری برای تقویت تغییر استفاده کنید:

  • نظارت و بازخورد: از الگوریتم‌های پردازش زبان طبیعی برای شناسایی زبان سمی و ارائه بازخورد در مورد رفتار مکالمه‌ای به کارمندان از طریق داشبوردها استفاده کنید.
  • یادآوری: در اپلیکیشن‌های پیام‌رسان، یادآوری‌هایی از کلمات و عبارات مفید قبل از شروع مکالمه نمایش دهید.
  • آموزش با هوش مصنوعی: از چت‌بات‌های مبتنی بر هوش مصنوعی مولد برای تمرین و ارائه بازخورد مشخص استفاده کنید. کارمندان معمولاً راحت‌تر با هوش مصنوعی مخالفت می‌کنند تا با همکارانشان.

۴. کارمندانی را استخدام و ترفیع دهید که به شیوه‌ای سازنده مخالف هستند: مهارت مخالفت سازنده را به عنوان یک مهارت نرم کلیدی در فرآیندهای استخدام و ارزیابی در نظر بگیرید. می‌توان از سؤالات مقاله‌ای (مانند دانشگاه هاروارد) یا مصاحبه‌های موردی برای ارزیابی این مهارت در کاندیداها استفاده کرد.

نتیجه‌گیری

اگرچه مخالفت اجتناب‌ناپذیر است، اما تشدید آن و تبدیل شدنش به تعارض، اغلب قابل پیشگیری است. آموزش افراد برای به کارگیری رفتارهای مشهود، به‌ویژه انتخاب کلمات مناسب در تعامل با دیدگاه‌های متفاوت، روشی بسیار مؤثر برای تبدیل مخالفت‌ها به ایده‌ها و تصمیمات بهتر است.

 

 

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

اخبار مرتبط:

آخرین اخبار:

عضویت در خبرنامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *