پایگاه خبری رج خبر/ دویدن روی دریای مازندران/ اختصاصی: ۱۷ تیر ۱۴۰۴ در ساحل رودسر در استان گیلان شروع به دویدن کردم. بر اساس عادتی که اکثر فعالیتهای ورزش بیرون از سالن از قبیل دو یا کوهنوردی و دوچرخهسواری را ثبت میکنم، نرمافزار سلامت گوشی خود را روشن کردم. بعد از چند ثانیه با تصویری عجیب مواجه شدم. به دویدن آرام ادامه دادم و چند بار موبایل را چک کردم تا مطمئن شوم اشکال فنی نباشد. چیزی که برایم جالب بود این بود که من بر اساس نقشه نرمافزار S Health حدود ۲۰۰ متر در داخل آب در حال دویدن بودم، در حالیکه من در ساحل و با فاصله ۵۰ متر از آب دریا در حال دویدن بودم.
دویدن و اختلال جیپیاس
برای اطمینان از صحت جیپیاس موبایل، مسیر بازگشت را در قسمتی تغییر دادم و دیدم که دقیق حتی چند متر جابهجایی را نشان میدهد. بله، عقبنشینی دریای مازندران رخ داده است و دیگر برای اثبات آن نیازی به بررسیهای آنچنانی نیست؛ کافی است که یک نرمافزار ورزشی در موبایل خود را روشن کنید تا متوجه آن شوید.
اینجا بود که مجدد تمامی بحرانهای زیستمحیطی کشور بر سرم آوار شدند. بدبختانه، حتی در ساحل دریای مازندران نیز آب خوش از گلوی ما پایین نرفت که نرفت.
دریای مازندران، بزرگترین دریاچه بستهی جهان، از طریق هیچ کانالی به اقیانوسها یا دریاهای آزاد متصل نیست و تعادل آبی آن به ورودیهای رودخانهای و بارشهای جوی وابسته است. در رأس این ورودیها، رودخانه ولگا با سهمی حدود ۸۰ درصد از کل آب ورودی قرار دارد. این رودخانه از مرکز روسیه سرچشمه میگیرد و بیش از هر عامل دیگری، سطح تراز آب دریا را تنظیم میکند.
رود کورا که از ارتفاعات قفقاز سرچشمه میگیرد (رود ارس از ایران به این رود میپیوندد و بعد وارد دریای مازندران میشود) دومین رود در تغذیه دریای مازندران است و حدود ۶ درصد سهم دارد. رودخانههای جنوبی، مانند سفیدرود، گرگانرود و اترک و… در مجموع کمتر از ۳ درصد ورودی را تأمین میکنند. حدود ۱۰ درصد دیگر نیز از طریق بارش مستقیم بر سطح دریا تأمین میشود.با این توصیف، کاهش ورودی از هرکدام از این منابع، میتواند تأثیری فوری بر تراز آب داشته باشد.
متأسفانه نشانههای این کاهش بهتدریج و از دهه ۱۹۹۰ میلادی آغاز شد اما در سالهای اخیر، با روندهای آشکار تغییر اقلیم، شدت بیشتری پیدا کرده است.
افزایش دمای منطقه، سبب افزایش نرخ تبخیر از سطح دریا شده و در عین حال، کاهش بارشهای زمستانی در حوضه رود ولگا و ذوب سریعتر برفها، میزان ورودی آب به خزر را کاهش داده است.
علاوه بر این، سدسازیهای گسترده در کشور دوست و برادر!!! روسیه، برداشتهای فزاینده از آب برای صنعت و کشاورزی و بیثباتی هیدرولوژیکی در کشورهای همجوار، از جمله عوامل انسانی مؤثر در کاهش تراز آب دریا هستند.
در ایران نیز کاهش شدید دبی رودخانههای شمالی، ناشی از خشکسالیهای پیاپی، سدسازی، و تغییرات کاربری زمین، به روند کلی دامن زده است.
پیامدهایی فراتر از کاهش سطح آب
در ارتباط با سدهای ایران، انچه درد مرا مضاعف کرد این بود که هنگام بازگشت از اتوبان رشت–قزوین، شاهد بودم که از بستر خشک دریاچه پشت سد سفیدرود، گرد و غبار زیادی بلند شده بود. صحنه ای که تبدیل قسمتهای خشک دریاچه به کانون و چشمه گردوغبار را حکایت میکرد.
پیامدهای این وضعیت، فراتر از کاهش سطح آب است. عقبنشینی خط ساحلی نهتنها بومسازگانهای ساحلی را دگرگون میکند، بلکه زیست بسیاری از گونههای آبزی را با تهدید مواجه میسازد.
افزایش شوری آب، مهاجرت یا نابودی گونههای بومی، از جمله ماهیان خاویاری، را بهدنبال دارد.
خشک شدن سواحل، احتمال شکلگیری ریزگردهای شور را افزایش میدهد و این پدیده میتواند مستقیماً سلامت ساکنان منطقه را تهدید کند.
در سطحی کلانتر، کاهش سطح دریا میتواند سبب تغییر الگوهای اقلیمی در شمال ایران شود؛ رطوبت منطقه کاهش مییابد، بارشها ناپایدارتر میشود، و شرایط اقلیمی بهسمت خشکی پیش میرود.
در سطح بینالمللی نیز، کاهش تراز دریا میتواند زمینهساز تنشهای سیاسی میان کشورهای حاشیه آن شود؛ بهویژه در شرایطی که هیچ رژیم حقوقی نهایی و مشخصی برای مدیریت منابع آبی خزر میان این کشورها وجود ندارد.
آنچه از طریق یک نرمافزار ساده سلامت بر صفحه گوشی ظاهر شد، تنها یک نمودار دیجیتال نبود؛ زنگ خطری است که باید جدی گرفته شود.
عقبنشینی دریای مازندران، پدیدهای نیست که با بیتفاوتی از کنار آن بگذریم. این روند نهتنها زیستمحیطی، بلکه اجتماعی، اقتصادی و امنیتی است.
سؤال اینجاست که در برابر این عقبنشینی آرام اما پیوسته، واکنش ما چیست؟ و تا چه زمانی قصد داریم نقش تماشاگر را ایفا کنیم؟

یک پاسخ
دریای کاسپین
البته اسم دریای گیلان سابقه قدیمی تری نسبت به مازندران داره