پایگاه خبری رج خبر/ اختصاصی/ ایران، توان اکولوژیکی و توهم وسعت/ داریوش یاراحمدی: ایران سرزمینیست که مرزهای سیاسیاش در دو قرن گذشته چند بار دستخوش تغییر شده، اما آنچه امروز در حال دگرگونی سریعتری است، مرزهای طبیعی و زیستپذیر آن است؛ مرزهایی که دیگر نه سیاست، بلکه اقلیم آنها را ترسیم میکند. گرمایش جهانی، بحران آب و فرسایش اکولوژیکی در حال بازتعریف مفهوم «وسعت» هستند؛ واقعیتی که اگر دیده نشود، توهم وسعت جایگزین واقعگرایی بومشناختی خواهد شد.
توان اکولوژیکی، مفهوم فراموششده
توان اکولوژیکی یعنی ظرفیت واقعی خاک، آب، پوشش گیاهی و دما برای تحمل فشار انسانی. هرگاه جمعیت و الگوی مصرف از این ظرفیت عبور کنند، سرزمین به سمت فرسایش و بیابانزایی میرود. در ایران، طی دهههای اخیر توسعهی شهری و کشاورزی بدون در نظر گرفتن این توان صورت گرفته و نتیجه، کاهش پایداری و گسترش مناطق خشک و بیجان بوده است؛ اما در این میان نباید از اثر گرمایش جهانی و تغییر اقلیم غافل شد.
کاهش توان اکولوژیکی ایران فقط حاصل فشار انسانی نیست؛ اقلیم در حال دگرگونی، خود عامل اصلی کاهش ظرفیت زیستی سرزمین است. افزایش دما، تغییر الگوی بارش و کاهش منابع آبی باعث شده است حتی مناطقی که پیشتر قابلزیست بودند، اکنون مرزهای تحمل طبیعیشان را از دست بدهند. در این یادداشت، تمرکز بر همین دگرگونی اقلیمی است؛ بر اینکه چگونه گرمایش جهانی، مرزهای زیستپذیری ایران را دوباره ترسیم میکند.
نقشهای که وسعت واقعی زیستی ایران را نشان میدهد
برای درک ابعاد این دگرگونی، کافی است به نقشههای پیشبینی اقلیم آینده نگاه کنیم. در یکی از دقیقترین مدلهای جهانی، نقشهٔ طبقهبندی اقلیمی کوپن–گایگر که توسط هایلکه بک و همکارانش در مرکز دادههای اقلیم جهان تهیه شده (بک و همکاران، ۲۰۲۰)، چهرهٔ ایران در پایان قرن بیستویکم با ترکیبی از رنگهای قرمز و قهوهای نمایش داده شده است.
این تصویر نه یک فرض، بلکه جمعبندی بیش از صد مدل اقلیمی مستقل است که روند گرمتر و خشکتر شدن ایران را تأیید میکنند. در این نقشه، بخش بزرگی از ایران با رنگ قرمز تیره مشخص شده است — مناطقی که اقلیم آنها به ردهی «بیابان داغ (BWh)» تغییر میکند. این نواحی شامل بخشهای وسیعی از سیستانوبلوچستان، خراسان جتوبی، خراسان رضوی، جنوب خراسان شمالی،سمنان، تهران،کرمان، یزد، قم، سمنان، شرق اصفهان، جنوب خوزستان، بوشهر، فارس و هرمزگان هستند. وسعت این پهنهها حدود ۸۰۰ هزار کیلومترمربع برآورد میشود؛ یعنی نزدیک به نیمی از کشور.
لکهی قهوهای زاگرس؛ آخرین نوار زیستپذیری
در میان این دشت قرمز، نوار باریکی از زاگرس تا البرز به رنگ قهوهای دیده میشود. این مناطق هنوز اقلیم نیمهخشک سرد دارند و بهدلیل ارتفاع و رطوبت نسبی، دیرتر خشک میشوند؛ اما این پناهگاه اقلیمی نیز محدود است؛ کوهستانهای ایران در مجموع ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار کیلومترمربع وسعت دارند و فقط بخش کوچکی از آنها برای سکونت پایدار مناسب است.
وسعت زیستی ایران؛ کمتر از وسعت جغرافیایی ایران
اگر وسعت کوهستانها را از پهنههای قرمز کم کنیم، تنها ۵۰۰ تا ۵۵۰ هزار کیلومترمربع از ایران برای زندگی پایدار باقی میماند — کمتر از یکسوم کشور.
در این وسعت، حتی جمعیت کنونی حدود ۹۰ میلیون نفر، تراکمی بیش از ۱۵۰ نفر در هر کیلومترمربع خواهد داشت؛ عددی که برای کشوری خشک با منابع محدود آب و خاک، فشار سنگینی محسوب میشود. این عدد برای کشورهای جنوبشرق آسیا (اندونزی، مالزی، ویتنام) با بارشهای موسمی، رودخانههای پرآب و خاک حاصلخیز شاید مناسب باشد ولی برای ایران با میانگین بارش کمتر از ۲۵۰ میلیمتر در سال و نرخ تبخیر بالا، اصلا مناسب نیست.
بحران آب؛ مرز نهایی بقا
ایران با ميانگين بارش های چند سال اخیر حدود ۸۸ میلیارد مترمکعب آب تجدیدپذیر سالانه دارد که بیش از ۹۰ درصد آن در کشاورزی مصرف میشود. با ادامهی روند گرمایش و کاهش بارش، این مقدار تا میانهی قرن به کمتر از ۵۰ میلیارد مترمکعب میرسد.
در چنین شرایطی، شهرهای زیادی مانند اصفهان، یزد، قم، کرمان و زاهدان و … بدون سامانههای گستردهی شیرینسازی یا انتقال آب برای شرب، پایداری خود را از دست خواهند داد.
راهحل: بازتعریف محور توسعه
راه ماندگاری ایران در قرن گرمایش جهانی یا خشک قرنی، درک این واقعیت است که توسعه دیگر نمیتواند بر پایهی کشاورزی و سکونت در فلات مرکزی باشد. محور توسعه باید هم از نظر جغرافیایی (به سمت سواحل جنوبی) و هم از نظر اقتصادی (از کشاورزی و منابع آببر به تجارت، صنعت و گردشگری) تغییر کند.
سواحل خلیج فارس و دریای عمان، با دسترسی به آب آزاد و ظرفیت انرژی خورشیدی و بادی، تنها پهنههایی هستند که میتوانند آیندهای پایدار بسازند. در این مناطق باید شهرهای بندری بزرگ، هوشمند و مقاوم در برابر گرما شکل بگیرند — شهرهایی که با شیرینسازی آب دریا، بازیافت انرژی و طراحی اقلیمپذیر بتوانند جمعیت مهاجر اقلیمی را در خود جای دهند.
اما در این میان شهرهای مرکزی باید با تدابیر و محافظت فراوان باقی بمانند؛ نه برای رشد جمعیت، بلکه برای ایفای نقش تازه در قالب مراکز فرهنگی، علمی و گردشگری با مدیریت منابع، بازچرخانی آب و حفظ هویت تاریخی ایران مرکزی. به این ترتیب، حتی در اقلیم جدید نیز میتوان گردشگری را حفظ کرد — نه با افزایش مصرف و افزایش دایمی انتقال، بلکه با سازگاری و مدیریت مصرف و تقاضای آب در شرایط جدید خشک قرنی.
مرزهای زیستپذیری، نه مرزهای سیاسی
آنچه لازم است همگان و بويژه مسؤلین بدانند این است که در این قرن داغ دیگر نه با خشکسالی بلکه با خشک قرنی مواجه هستند و این تغییر اقلیم و میزان دما و رطوبتاند که مرزهای واقعی زندگی را تعیین خواهند کرد. این یک واقعیت بومشناختی است، نه موضع سیاسی. ایران روی نقشه همان وسعت پیشین را خواهد داشت و مرزهای سیاسی آن پایدار خواهد ماند، اما وسعت واقعی زیستپذیر آن کوچکتر خواهد شد. آنچه امروز نیاز داریم، درک تازهای از وسعت است: وسعتی نه فقط در واحد کیلومتر مربع ریاضی، بلکه در واحد کیلومتر مربع زیستی و ظرفیت زمین برای پشتیبانی از حیات.
Beck, H. E., Zimmermann, N. E., McVicar, T. R., Vergopolan, N., Berg, A., & Wood, E. F. (2020)
Present and Future Köppen–Geiger Climate Classification Maps at 1-km ResolutionFood and Agriculture Organization of the United Nations (FAO). (2024)
Iran – Country Profile: Water Efficiency, Productivity & Sustainability in the Near East & North Africaمرکز آمار ایران (۱۴۰۳). گزارش جمعیت و مساحت کشور.