پایگاه خبری رج خبر/ اختصاصی/ ChatGPT، محرک حباب بازار سهام/ مترجم: مهدی سریرچی: از زمان عرضهی ChatGPT در سال ۲۰۲۲، ارزش بازار سهام آمریکا ۲۱ تریلیون دلار افزایش یافته است. 55 درصد این رشد مربوط به تنها ده شرکت ـ از جمله آمازون، برادکام و انویدیا ـ بوده . پشتوانه همهی این شرکتها موجی از شور و شوق دربارهی هوش مصنوعی بوده است ، و البته آنها تنها بازیگران این میدان نیستند.
ChatGPT، میلیاردرها، GDP و سرمایهگذاری خطرپذیر
برای مدتی کوتاه، لَری الیسون به ثروتمندترین مرد جهان تبدیل شد؛ چرا که هیجان پیرامون هوش مصنوعی باعث جهش قیمت سهام شرکت اوراکل (شرکتی که او بنیانگذاری کرده) شد. در نیمهی نخست سال، تمام رشد تولید ناخالص داخلی امریکا به رونق سرمایهگذاری در فناوری اطلاعات مربوط بوده است . در سال جاری نیز، تاکنون، یکسوم سرمایههای خطرپذیر در غرب به شرکتهای فعال در حوزهی هوش مصنوعی اختصاص یافته است.
چون بسیاری باور دارند که هوش مصنوعی اقتصاد را دگرگون خواهد کرد بازار تا این اندازه جذاب شده است. اخیراً سرمایهگذاران شرکت سرمایهگذاری خطرپذیر سکویا کپیتال استدلال کردهاند که این تحول «به بزرگی، اگر نه بزرگتر از انقلاب صنعتی» خواهد بود.
سال گذشته در یک پادکست، گاوین بیکر از شرکت مدیریت سرمایهی Atreides گفت که چهرههای برجستهی حوزهی هوش مصنوعی تنها به دنبال «دهها تریلیون یا صدها تریلیون ارزشی» که این فناوری میتواند به شرکتهایشان بیفزاید، نیستند؛ بلکه آنها «در مسابقهای برای ساختن یک خدای دیجیتال» قرار دارند. چنین باوری، هر میزان هزینهکردی را توجیه میکند.
درآمدها، مراکز داده و شکاف بازده
آیا هوش مصنوعی واقعاً به یک «خداگونه» تبدیل خواهد شد؟ شاید، اما گزارشی تازه از بانک UBS نشان میدهد که درآمدهای آن تاکنون «ناامیدکننده» بوده است. برآورد ما این است که مجموع درآمد شرکتهای پیشگام غربی در حوزهی هوش مصنوعی اکنون سالانه حدود ۵۰ میلیارد دلار است.
گرچه این درآمدها با سرعت زیادی در حال رشد هستند، اما هنوز تنها بخش کوچکی از ۲.۹ تریلیون دلار سرمایهگذاری انباشته در مراکز دادهی جدید به شمار میروند؛ سرمایهگذاریای که بانک مورگان استنلی پیشبینی کرده بین سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۸ در سطح جهان انجام خواهد شد (این رقم حتی هزینههای انرژی را هم شامل نمیشود).
درآمدهای هوش مصنوعی میتوانند همچنان بهسرعت افزایش یابند، اما فقط در صورتی که شرکتها همچنان باور داشته باشند این فناوری برایشان کاربردی و مفید است؛ چیزی که هیچ تضمینی برای آن نیست. یک مطالعهی اخیر در مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) نشان میدهد که ۹۵ درصد سازمانها از سرمایهگذاریهایشان در هوش مصنوعی مولد «هیچ بازدهی» دریافت نکردهاند.
هیجان غیرمنطقی و هشدارهای ارزشگذاری
تعجبی ندارد که افراد بیشتری میپرسند آیا سرمایهگذاری در هوش مصنوعی دچار شور و هیجان غیرمنطقی شده است یا نه. شرکت پریتورین کپیتال، یک صندوق پوشش ریسک (Hedge Fund)، با اشاره به شرکت گلوبال کراسینگ که در دوره داتکام بیش از حد در زیرساخت فیبر نوری سرمایهگذاری کرد، میگوید:
«گلوبال کراسینگ دوباره متولد شده است.» بر اساس گزارش دیگری از یو.بی.اس (UBS)، «ارزشگذاریها در این فضا واقعاً چراغ قرمز را نشان میدهند و جایی برای ناامیدی از جریان نقدی باقی نمیگذارند.» تورستن اسلوک از شرکت آپولو، یک شرکت سرمایهگذاری خصوصی، اشاره کرده است که ارزش سهام هوش مصنوعی حتی از سهام داتکام در سال ۱۹۹۹ هم بیشتر است. حتی سم آلتمن، مدیرعامل OpenAI و یکی از بزرگترین مبلغان هوش مصنوعی، زنگ خطر را به صدا درآورده است: « آیا در مرحلهای هستیم که سرمایهگذاران بهطور کلی بیش از حد دربارهی هوش مصنوعی هیجانزده شدهاند؟ به نظر من، بله.»
این شاید یک اعتراف تکاندهنده به نظر برسد، اما آقای آلتمن و افراد مشابه او همچنین استدلال میکنند که پدید آمدن حبابها در زمان ظهور فناوریهای جدید، امری طبیعی است. مایکل پارخ، تحلیلگر سابق گلدمن ساکس، میگوید: «هیجان در مورد فناوری همیشه از واقعیتهای آن پیشی میگیرد.» در یک مطالعه که در سال ۲۰۰۸ توسط بانک فدرال رزرو سانفرانسیسکو منتشر شد، آمده است:
«تاریخ به ما میگوید که دورههای نوآوری بزرگ تکنولوژیک اغلب با حبابهای سوداگرانه همراه هستند، زیرا سرمایهگذاران به پیشرفتهای واقعی در بهرهوری، بیش از حد واکنش نشان میدهند.» یک مطالعه دانشگاهی در سال ۲۰۱۸ که ۵۱ نوآوری از سال ۱۸۲۵ تا ۲۰۰۰ را بررسی کرد، نشان داد که ۳۷ مورد از آنها با حبابهای مالی همراه بودهاند.
تاریخ حبابها و پایداری فناوری
بیشتر این حبابها هرگز مانع از آن نشدند که فناوریهایی که باعث شکلگیریشان شده بودند، در سراسر جهان گسترش پیدا کنند. در بریتانیا دو حباب بزرگ راهآهن در دههی ۱۸۴۰ و ۱۸۶۰ رخ داد؛ با این حال، این کشور همچنان شبکهی گستردهای از راهآهن دارد. سرمایهگذاران آمریکایی در اواخر دههی ۱۸۰۰ به شکل افراطی روی شرکتهای برق و روشنایی سرمایهگذاری کردند و پول زیادی از دست دادند، اما امروزه آمریکاییها همچنان میخواهند شبها روشنایی داشته باشند.
احتمال زیاد هوش مصنوعی نیز همین مسیر را طی خواهد کرد. حبابها میآیند و میروند، اما آنچه برخی آن را «خدای دیجیتال» مینامند، میتواند ماندگار باشد.
تغییر قهرمانان پس از ترکیدن حباب
با این حال، سقوط بازار میتواند پیامدهای بزرگی داشته باشد. یکی از درسهای تاریخ این است که وقتی حبابهای فناوری میترکند، شرکتهای پیشرو جای خود را به تازهواردها میدهند. آلسدِر نِیرن در کتاب «موتورهایی که بازارها را به حرکت درمیآورند» (که به اواخر قرن نوزدهم میپردازد) نوشته است: «بزرگترین و موفقترین شرکتهای روشنایی، همگی زمانی که جریان نقدی برایشان مشکلساز شد، تغییر مالکیت دادند»
بسیاری از شرکتهایی که در روزهای نخستین راهآهن، تلگراف و تلفن سلطه داشتند نیز خیلی زود کنار زده شدند. چه کسی امروز Vulcatron را به یاد میآورد که محصول حباب الکترونیک آمریکا در دههی ۱۹۶۰ بود؟ یا Corning را که در دوران رونق داتکام نامی آشنا محسوب میشد؟
اگر در یک دههی آینده، همهی «هفت شگفتانگیز» شرکتهای فناوری و بزرگترین استارتاپهای هوش مصنوعی همچنان وجود داشته باشند، باید آن را یک معجزه دانست.
شدت سقوطها و سه عامل کلیدی
برای جامعه بهطور کلی، پیامدهای سقوطهای فناورانه بسیار متفاوت است. ترکیدن حباب الکترونیک آمریکا در دههی ۱۹۶۰ تأثیر چندانی بر اقتصاد نگذاشت؛ اما ترکیدن حباب راهآهن در دههی ۱۸۷۰ منجر به طولانیترین رکود در تاریخ آمریکا شد.
تحلیل ما از حبابهای فناورانهی گذشته نشان میدهد که چند عامل بیش از همه اهمیت دارند: چه چیزی آغازگر رونق است، ماهیت سرمایهای که وارد میشود چگونه است و چه کسانی زیانها را متحمل میشوند.
جرقههای سیاسی در برابر جرقههای فناورانه
بیایید از جرقه آغاز کنیم. در کتاب «رونق و سقوط»، دو تاریخنگار اقتصادی به نامهای ویلیام کوئین و جان ترنر میان جرقههای سیاسی و جرقههای فناورانه تفاوت قائل میشوند. حبابهایی که بهدست سیاستمداران شکل میگیرند ـ مثلاً از طریق تغییر مقررات یا مالیاتها ـ معمولاً آسیب بیشتری وارد میکنند تا حبابهایی که با فناوریهای نو دامن زده میشوند.
جرقههای سیاسی سرمایهگذاران را به حرکت گلهای وادار میکنند. بهعنوان نمونه، مالیاتهای سبک بر دارایی، نرخ بهره پایین و آزادسازی مالی در اواخر دههی ۱۹۸۰ باعث شکلگیری یک حباب عظیم دارایی در ژاپن شد. دههها پس از ترکیدن آن، اقتصاد ژاپن همچنان دچار رکود و کندی بود.
در مقابل، جرقههای فناورانه آسیب کمتری به جا میگذارند: مثلاً پس از تب داتکام هیچ رکود طولانیمدتی رخ نداد.
اندازه سرمایهگذاری و اثرات اشتغال
اندازه و ماندگاری سرمایهگذاری نیز اهمیت زیادی دارد. در بریتانیای دههی ۱۸۴۰، سرمایهداران واقعاً شیفتهی راهآهن شده بودند. بین سالهای ۱۸۴۴ تا ۱۸۴۷، میزان سرمایهگذاری از ۵ درصد به ۱۳ درصد تولید ناخالص داخلی بریتانیا افزایش یافت. اما وقتی حباب ترکید، سرمایهگذاری به نصف کاهش پیدا کرد و نرخ بیکاری در بریتانیا دو برابر شد.
سرمایهگذاری مفید در برابر سرمایهگذاری بیثمر
عامل دیگر، نحوهی بهکارگیری سرمایه است. بخش زیادی از هزینههای سرمایهای شرکتهای الکترونیک ژاپنی در دههی ۱۹۸۰ در نهایت هیچ کارکرد مفیدی نداشت. در مقابل، اگر حبابها به ایجاد داراییهای ماندگار منجر شوند، میتوانند به نفع جامعه باشند.
بهعنوان نمونه، شور و شوق راهآهن ستون فقرات شبکهی ریلی انگلستان را بنا نهاد، حتی اگر سودآوری آن مدتها به طول انجامید. همچنین در اواخر دههی ۱۹۹۰، دهها میلیون مایل کابل فیبر نوری در سراسر آمریکا کشیده شد که بسیار بیشتر از نیاز اینترنت آن زمان بود. اما در سالهای اخیر همین زیرساخت، امکان خدمات پرمصرفی مانند استریمینگ و تماسهای ویدیویی را فراهم کرده است.
چه کسانی زیان را متحمل میشوند
آخرین عاملی که شدت یک سقوط را تعیین میکند، این است که چه کسانی زیان را متحمل میشوند. زمانی که تعداد زیادی از سرمایهگذاران خرد، هر کدام مقدار اندکی از دست بدهند، آسیب اقتصادی محدود خواهد بود. این همان چیزی بود که پس از رونقهای الکترونیک و داتکام در آمریکا رخ داد.
اما در مقابل، در زمان سقوط راهآهن بریتانیا در دههی ۱۸۶۰، زیانها عمدتاً بر دوش بانکها بود؛ بانکهایی که در نهایت با انبوهی از وامهای معوق و بیارزش روبهرو شدند. سپس آنها اعطای وامهای جدید را کاهش دادند و همین مسئله رکود را عمیقتر کرد.
جایگاه هوش مصنوعی میان حبابهای پرآسیب
هوش مصنوعی ممکن است در این گالری حبابهای پرآسیب چه جایگاهی داشته باشد؟ برای قضاوت در این باره، ما ده حباب تاریخی را انتخاب کردیم و آنها را بر اساس هر عامل ـ یعنی جرقه، مجموع سرمایهگذاری، ماندگاری سرمایهگذاری و گروه سرمایهگذاران ـ ارزیابی کردیم.
بر اساس برآورد تقریبی ما، حباب احتمالی هوش مصنوعی تنها پس از سه سقوط عظیم راهآهن در قرن نوزدهم قرار میگیرد.
سیاستمداران و سوخترسانی به تب فناوری
جرقهی رونق هوش مصنوعی فناورانه بود، اما سیاستمداران اکنون در حال ریختن سوخت روی این آتشاند. مقالهی بنیادی با عنوان «توجه همان چیزی است که نیاز داری» در سال ۲۰۱۷ منتشر شد. شرکت OpenAI در سال ۲۰۲۲ ChatGPT را عرضه کرد. این تحولات هیچ ارتباطی با سیاست نداشتند.
با این حال، در ماههای اخیر دولتها شروع کردهاند به حمایت از قهرمانان بومی خود در عرصهی هوش مصنوعی. دولت آمریکا، تحت رهبری دونالد ترامپ، وعده داده که مقررات را کاهش دهد و زیرساختها و نیروی کار لازم برای دستیابی به «سلطهی جهانی» را فراهم کند. همچنین دولتهای کشورهای حاشیهی خلیج فارس در حال سرمایهگذاری تریلیونها دلار در حوزهی هوش مصنوعی هستند.
ماهیت سرمایهگذاریها و استهلاک سریع داراییها
ماهیت سرمایهگذاریهای هوش مصنوعی نیز نگرانکننده است. در حال حاضر، این ولخرجی در مقایسه با استانداردهای تاریخی نسبتاً محدود به نظر میرسد. بر اساس سخاوتمندانهترین برآورد ما، شرکتهای آمریکایی فعال در حوزهی هوش مصنوعی طی چهار سال گذشته معادل ۳ تا ۴ درصد تولید ناخالص داخلی سالانهی آمریکا سرمایهگذاری کردهاند. این در حالی است که سرمایهگذاری راهآهن در بریتانیا در دههی ۱۸۴۰ حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد تولید ناخالص داخلی بود.
با این حال، اگر پیشبینیها دربارهی ساخت مراکز داده درست باشد، این وضعیت تغییر خواهد کرد. از سوی دیگر، بخش غیرمعمولاً بزرگی از سرمایهگذاریها صرف داراییهایی میشود که خیلی سریع مستهلک میشوند. تراشههای پیشرفتهی انویدیا بهطور اجتنابناپذیری در چند سال آینده قدیمی و ناکارآمد به نظر خواهند رسید. ما برآورد میکنیم که داراییهای متوسط یک شرکت فناوری آمریکایی فقط حدود ۹ سال عمر مفید دارند، در حالی که داراییهای مخابراتی در دههی ۱۹۹۰ حدود ۱۵ سال عمر داشتند.
ترازنامههای مستحکم و سرمایهگذاران غیربانکی
آخرین مسئله این است که در صورت وقوع سقوط، چه کسانی زیانها را متحمل خواهند شد. به برآورد مورگان استنلی، تقریباً نیمی از ۲.۹ تریلیون دلار سرمایهگذاری پیشِرو در مراکز داده از جریانهای نقدی شرکتهای بزرگ فناوری تأمین خواهد شد.
این شرکتها در صورت تمایل میتوانند برای تأمین سرمایهگذاریهایشان بسیار بیشتر وام بگیرند، زیرا بدهی چندانی ندارند. آنها حدود یکپنجم ارزش بازار شاخص S&P 500 را تشکیل میدهند، اما بهعنوان وامگیرنده تنها ۲ درصد از بازار اوراق قرضه با درجهی سرمایهگذاری را شامل میشوند. در نتیجه، ترازنامههای مالیشان بسیار مستحکم به نظر میرسد.
سرمایهگذاران بزرگ دیگر احتمالاً شرکتهای بیمه، صندوقهای بازنشستگی، صندوقهای ثروت ملی و خانوادههای ثروتمند خواهند بود. در ماه اوت، شرکت PIMCO (یکی از بزرگترین سرمایهگذاران در اوراق قرضه) و شرکت اعتباری خصوصی Blue Owl، هزینهی ۲۹ میلیارد دلاری توسعهی مرکز دادهی متا در لوئیزیانا را تأمین کردند.
اگر ارزش همهی سرمایهگذاریهای مرتبط با هوش مصنوعی به صفر برسد، چنین سرمایهگذارانی متضرر خواهند شد، اما بعید است که این موضوع کل نظام مالی را فروبپاشد. از آنجا که بانکهای آمریکایی خودشان نقش چندانی در تأمین مالی رونق هوش مصنوعی ندارند، میزان درگیر شدن آنها عمدتاً غیرمستقیم و از طریق همین وامدهندگان غیربانکی است.
وابستگی تاریخی خانوارها به بورس و ریسک تقاضا
با این حال، از جنبهای دیگر اقتصاد آمریکا در وضعیتی منحصربهفرد در تاریخ قرار دارد: میزان وابستگی افراد به بازار سهام هرگز تا این اندازه زیاد نبوده است. سهام تقریباً ۳۰ درصد از خالص دارایی خانوارهای آمریکایی را تشکیل میدهد، در حالی که در اوایل سال ۲۰۰0 و در اوج حباب داتکام این رقم ۲۶ درصد بود.
مالکیت سهام عمدتاً در دست ثروتمندان متمرکز است؛ همانهایی که در سالهای اخیر موتور محرک رشد اقتصادی بودهاند. طبق برآورد مؤسسه مشاورهای Oxford Economics، هزینههای مصرفکننده بهطور متوسط به ازای هر یک دلار تغییر در ثروت مالی، حدود ۱۴ سنت افزایش یا کاهش مییابد. این تغییرات نیز بیش از هر زمان دیگری به چشمانداز چند شرکت غولپیکر بستگی دارد؛ شرکتهایی که آیندهشان با هوش مصنوعی رقم خواهد خورد.
در طول سال گذشته، وعدهی انقلاب فناورانه نوعی دلمشغولی خوشایند بوده است؛ دلمشغولیای در برابر واقعیت تلخِ نهادهای لرزان آمریکا، افزایش موانع تجاری و بدهی عظیم دولت. اما اگر آنچه برخی آن را «خدای دیجیتال» مینامند هرگز نرسد ـ یا حتی با کندی فرا برسد ـ سقوط بسیار سخت و دردناک خواهد بود.