پایگاه خبری رج خبر/ اختصاصی/ معماری در عصر گرمایش جهانی و تغییر اقلیم / داریوش یاراحمدی: گرمایش جهانی و تغییر اقلیم دو واژهی نزدیک ولی با معنای متفاوتاند. گرمایش جهانی (Global Warming) به افزایش میانگین دمای سطح زمین بر اثر انباشت گازهای گلخانهای گفته میشود، در حالیکه تغییر اقلیم (Climate Change) به پیامدهای گستردهتر آن اشاره دارد: تغییر در الگوهای بارش، شدت و فراوانی رخدادهای حدی، طول دورههای گرما و حتی جابهجایی فصول. به بیان علمیتر، گرمایش جهانی «علت» است و تغییر اقلیم «نتیجه».
گرمایش جهانی
در ایران، در سه دههی اخیر، میانگین دما حدود دو درجه افزایش یافته و در بسیاری از استانها ــ از خوزستان و بوشهر تا فارس، اصفهان، کرمان، خراسان، آذربایجان و تهران و همدان ــ آستانههای بحرانی دما شکسته شده است. اقلیم ایران دیگر پایدار نیست؛ شکننده است؛
اما معماری و ساختمان سازی در کشور همچنان با همان معیارهای غلط غیر بومی و ناسازگار با اقلیم چند دهه ی اخیر پیش می رود؛ مکعبهای زشتی از آهن و بتن و شیشه که بدون کوچکترین هماهنگی با شرایط قدیم و جدید اقلیمی در سراسر ایران پهناور «کپیپیست» میشوند.
شهرهایی که با اقلیم میجنگند
در بیشتر شهرهای ایران، ساختمانهایی ساخته میشوند که نه با اقلیم سازگارند و نه با زیبایی. مکعبهای زشتی از بتن و شیشه، بیروح، تکراری و کور نسبت به جهت تابش و مسیر باد. خانههایی که در تابستان به کوره و در زمستان به یخچال تبدیل میشوند.
این خانهها بیشتر از آنکه مأمن انسان باشند، «ماشینهای مصرف انرژی» هستند. در اقلیمی بسیار متفاوت، چنین معماری با این مکعب های بی روح نهفقط اشتباه، بلکه نوعی خودویرانگری است.
آخر کدام عقل سلیم می پذیرد که در شهرهایی با اقلیم های کاملا متفاوت چون اهواز، اردبیل، رشت، زاهدان، اصفهان، تبریز و تهران، منازل و ادارات را همگی با یک نقشه و پلان تکراری ساخت؟
اقلیم هر شهر باید اساس طراحی آن باشد.
شهرداریها و وزارت کشور باید دستورالعملهای تازهای برای ساختوساز در اقلیم شکننده ایران صادر کنند؛ دستورالعملهایی که نسبت به زاویه تابش خورشید، مسیر باد، طول دورهی تابش، مصالح بومی و تهویهی طبیعی الزامآور باشد. البته ممکن است عدهای انتقاد کنند که تغییر معماری بار مالی سنگینی دارد، نیازمند زمین بیشتر است و از نظر اقتصادی توجیهپذیر نیست؛ اما در شرایط تغییر اقلیم، هزینه نکردن برای اصلاح الگوهای ساخت، در واقع هزینهکرد برای بحرانهای آینده است. در غیر این صورت، شهرهای ایران یکییکی از زیستپذیری میافتند.
فشارهای جهانی و جریمهی اقلیمی شهرها
دنیا بهسرعت وارد عصر سیاستهای اقلیمی سختگیرانه شده است. اتحادیهی اروپا، ژاپن و کانادا مالیات کربن را اجرا کردهاند و در حال گسترش «سهمیهی انتشار» به صنایع، شهرها و حتی کالاهای وارداتی هستند. از این پس، فقط دولتها جریمه نمیشوند؛ شهرها نیز برای ناکارآمدی انرژی خود هزینه خواهند داد. به بیان روشنتر، در آیندهی نزدیک، هر کشور یا هر شهر پرمصرف و ناکارآمد از نظر انرژی، هزینهی اقلیمی خود را خواهد پرداخت، خواه با مالیات کربن، خواه با محدودیت در جذب سرمایه و فناوری جهانی.
برای ایران، که بیش از یکسوم انرژی خود را در بخش ساختمان هدر میدهد، این زنگ خطر است. اگر ساختوسازها همچنان بدون توجه به اقلیم ادامه یابد، ما نهتنها منابع خود را میسوزانیم، بلکه در نظم جهانی جدید نیز جریمه خواهیم شد — جریمهای که از بیتوجهی به اقلیم آغاز میشود و به فشار اقتصادی میانجامد.
خانههای بومی؛ خردمندی و دانش فراموششدهی اقلیم
در گذشته، نیاکان ما بدون هیچ فناوری مدرن، اقلیم را فهمیده بودند. در کاشان، خانههای بروجردیها و طباطباییها با اتاقهای تابستاننشین و زمستاننشین، بادگیر و حوض، دمای هوا را طبیعی تنظیم میکردند. در یزد و کرمان، بادگیرها و زیرزمینها نقش کولر و تهویه را بازی میکردند. در بوشهر، ایوانهای بلند و سقفهای چوبی جریان نسیم دریا را به خانه میآوردند.
در تبریز، خانههای نیمهفرورفته در خاک، حرارت زمستان را ذخیره میکردند. در شیراز و اصفهان، ترکیب حیاط، آب و سایه، آسایش حرارتی میساخت. خانهی طباطباییها در کاشان یکی از کاملترین نمونههاست:
اتاقها به دقت نسبت به خورشید جهتگیری شدهاند، بادگیرها هوای خنک را به زیرزمین میبرند، مصالح خشت و کاهگل تنفس میکنند، و حوض با تبخیر، دما را چند درجه پایین میآورد. در این خانه، آسایش با فهم اقلیم حاصل میشود، نه با مصرف انرژی.
جمعبندی
اقلیم ایران به شدت گرم و خشک میشود و اگر معماران به سرعت دستورالعملهای تازهی اقلیممحور برای طراحی و ساخت تدوین نکنند، شهرهای ما در آینده نهچندان دور از جزایر حرارتی کنونی به کوره های حرارتی بدل میشوند. خانهها باید اقلیمپذیر شوند؛ نه برای بازگشت به گذشته، بلکه برای زنده ماندن در آینده. تغییر اقلیم را نمیتوان فقط با کولر مدیریت کرد؛ باید با عقل اقلیمی و خرد ایرانی تدبیر کرد.