پایگاه خبری رج خبر/ اختصاصی/ تجارت جهانی در حال فروپاشی است / مترجم: مهدی سریرچی: نظام تجارت جهانی پس از ۱۹۴۵ اکنون زیر فشارهای سنگین قرار گرفته است؛ فشاری که یادآور بحرانهای تجاری و سیاسی دهه ۱۹۳۰ است. جنگهای تعرفهای، سوءاستفاده از فناوری و مالیه، رقابت بر سر منابع کمیاب و گسترش سیاستهای صنعتی، نشانههایی روشن از تجزیه و تکهتکه شدن اقتصاد جهانی هستند. اگر این روند مهار نشود، میتواند به بیثباتی بازارها و تنشهای سیاسی بینالمللی منجر شود.
اوجگیری تعرفهها و سیاستهای حمایتی
تعرفه مؤثر ایالات متحده در صورت اجرای کامل به بیش از ۱۸ درصد میرسد؛ رقمی بیسابقه از سال ۱۹۳۳. صندوق بینالمللی پول گزارش داده که اقدامات محدودکننده تجاری و یارانههای داخلی که تجارت را مختل میکنند، ده برابر بیشتر از سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۷ شدهاند. ایالات متحده و اتحادیه اروپا تعرفههای خود را افزایش دادهاند. در همین حال، چین دو سوم اقدامات یارانهای گروه ۲۰ را به خود اختصاص داده که بخشی از سیاست صنعتی تهاجمی پکن از اواسط دهه ۲۰۰۰ است.
میراث برتون وودز در خطر فراموشی
۸۰ سال پیش، برتون وودز برای مهار هرجومرج مالی و عدم تعادلهای بینالمللی ایجاد شد. اکنون، از ایدههای کینز درباره مشارکت کشورهای دارای مازاد تجاری ـ مانند چین، آلمان و کرهجنوبی ـ در فرایند تعدیل، فاصله گرفتهایم. ایالات متحده با کسری بودجهای معادل ۳.۷ درصد تولید ناخالص داخلی، ۶۰ درصد از کسریهای جهان را به خود اختصاص داده است. در مقابل، چین و منطقه یورو حدود ۴۰ درصد از مازاد تجاری را دارند؛ رقمی که در مورد چین احتمالاً بسیار بیشتر از آمار رسمی است.
تجارت جهانی و دلایل ساختاری عدمتوازنها
عدمتوازنهای خارجی حاصل مازاد پسانداز نسبت به سرمایهگذاری داخلی هستند. در آمریکا، کسری بودجه ناشی از کاهش پسانداز است و با وجود ابزارهایی مانند دلار، اقتصاد این کشور هنوز در معرض فشارهای بازار اوراق قرضه قرار دارد. مازاد تجاری چین بازتاب سهم پایین مصرف در برابر تولید و صادرات است. افزایش ۲۰ درصدی صادرات چین از سال ۲۰۲۲ و ایستایی واردات، نشاندهنده تشدید این عدمتوازن است؛ وضعیتی که اصلاح آن نیازمند تغییرات سیاسی ساختاری در درون حزب کمونیست است. علاوه بر آمریکا، بسیاری از کشورهای نوظهور و در حال توسعه نیز در برابر صادرات ارزان چین جبهه گرفتهاند. کشورهایی چون برزیل، هند، اندونزی و مکزیک اقدامات تجاری سختگیرانهای علیه چین اعمال کردهاند.
دورنمای نظام جدید جهانی
هیچ چشماندازی برای توافق جدیدی مانند برتون وودز میان قدرتها وجود ندارد. پیشبینی میشود چین تا سال ۲۰۳۵، ۴۵ درصد تولید صنعتی جهان را در اختیار گیرد؛ اما این رشد به قیمت کاهش سهم کشورهای دیگر خواهد بود. تجارت و مالیه جهانی به سمت بلوکبندی در حال حرکت است؛ یک بلوک در اطراف چین با نیمی از جمعیت جهان، و بلوکی دیگر حول آمریکا با سهم اصلی از تولید، مصرف و ثروت جهانی.
عدمتوازنها سرانجام فرو میریزند؛ اما بدون هماهنگی بینالمللی، این فروپاشی هزینهبر و پرآسیب خواهد بود. آنچه امروز رخ میدهد، یکی از بزرگترین گسلهای نظم ژئوپلیتیکی پس از جنگ جهانی دوم است.
—-
نویسنده: جورج مگنوس، پژوهشگر وابسته در «مرکز چین دانشگاه آکسفورد» و نویسندهی کتاب «پرچمهای قرمز: چرا چین شی تحت خطر است»
منبع: وبسایت The Times | لینک مقاله