پایگاه خبری رج خبر/ به قلم قلب غمگینم…/ اختصاصی: افغانستان مترادف غمگینترین واژههاست. همزاد هزاران دردِ بی درمان، همنشین بلا و ملال؛ کشوری که در تعبیر و تفسیر ناماش انگار باید به هر چه غم و اندوه و مصیبت مبتلا باشد. ملتی نجیب که برای رهایی از همهی این ناخوش احوالیها عمری جنگیده و میجنگد و دستاوردهای ارزشمندی چون ارتقاء سطح علمی، بینش اجتماعی، فرهنگی و مدنی، آزادی بیان و اندیشه، و… با بهرهمندی از یک نظام آموزشی پایه تا عالی، به ارمغان آورده است. ملتی که در سایه ترس و وحشت و انفجار مدامِ مدارس و مراکز علمی، فرصت فراگیری و آموزش را در هیچ برههای، به خشم و خشونت افراطگرایان، واگذار ننمود.
افغانستان، قلم، سرنوشت
بیشک از هر منظری که به این سرزمینِ خسته از جفا بنگریم، افغانستان بیپناهترین جغرافیای جهان است. کشوری که در بازی قدرت و سیاستِ ابرقدرتها، دستبهدست گشته و بازندهای جز ملت مغمومش نداشته است.
سپردن دوباره آینده و سرنوشت این دیارِ، به سلطه و سیطره طالبانِ تهی از عقلانیتِ نوگرایی و نوخواهی، از سوی قدرتهای بزرگ، با هر اندیشه مذموم و تفکر مسموم سیاسی، ستمی نابخشودنی بر مردم رنج کشیده، و اضمحلال دستاوردهای گرانبهایی بود که جانهای عزیز بیشماری از مبارزان آزادیخواه، اندیشمندان، استادان، دانشحویان، معلمان و دانش آموزان برای تحقق آن قربانی شد؛ آنهم با قرائت غلط طالبان از شریعت و دستورهای صادر شده از تاریکخانه جهل و واپسگرایی این جماعت.
تبعات تاسفبار حکومت این «جنبش اصیل منطقه» از همان ابتدا برای آنان که نگاهی نگران به وضعیت افغانستان داشتند دور از ذهن نبود که این خود به مهاجرت ناخواستهی مردمان این دیار به دیاری دیگر از جمله ایران انجامید. داستان مهاجرت و مهاجران غیرقانونی تا بوده روایت درد بوده و غمنامهای بی پایان. مهاجرانی که که با درک خطر و تهدید و گریز از یک واماندگی، ناچار از تندادن به درماندگیهای بسیار میشوند و دنیای آنان به جبر زمان و جبران نداشتهها، دستخوش تغییرات ناخواسته و به درمان دردهای مشترک خویش آواره جهان پیش رو میشوند.
ایران؛ پناه امن
ایران سالهاست فارغ از اشتراکات فرهنگی، زبان و مولفههای اینچنین، همواره به عنوان یک مقصد بیدردسر و یک پناه امن برای مهاجران غیرقانونی بوده است.
مهاجرانی که سالهاست بدون رصد و نظارت لازم و موًثر نهادهای امنیتی و انتظامی به آسانی وارد کشور میشوند و این قصور تا قبل از این روزها که شاهد اخراج جبری این مهاجران هستیم ادامه داشته است. حال آنکه رویهی پذیرش مهاجران باید مانند همه جای جهان طبق قوانین سختگیرانه، ابزارهای کارآمد گزینش و تکنولوژیهای به روز و هوشمندانه رصد و پایش آدمها باشد که نه تنها این مهم به وقوع نپیوسته که همین مهاجران غیرقانونی در ایران به عنوان بخشی عظیمی از نیروی کار از سوی سازمانهای دولتی و پیمانکاران وابسته برای کاهش هزینهها در بخشهای مختلف به ویژه ساخت و ساز مسکن به کار گرفته شدهاند.
اما این روزها که شاهد اخراج گسترده مهاجران غیرقانونی از کشور هستیم نمیتوان از آوارگی این ملت بیپناه متاثر نشد. مردمانی که کمترین حقشان زندگی و مردن در سرزمینیست که با جان و دلشان به آنجا تعلق دارند؛ اما از بد حادثه، نه وطنِ پیش رو، آغوش امنی برای پذیرش آنان دارد و نه ایران دیگر میتواند آن دایه مهربانتر از مادر برای مردمان بی پناه و مهاجران غیر قانونی این همسایه مغموم باشد.
یک پاسخ